تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٨ - شرح آيات
مردم نيز مسئولند، زيرا به راستى جزاى مردم بر عهده پروردگارشان است.
[١٧] «وَ ما عَلَيْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ- و بر عهده ما جز پيام رسانيدن آشكارا هيچ نيست.» پس چون رسالت خود را به روشنى تمام به شما رسانديم نقش و وظيفه ما پايان يافته و نقش و وظيفه شما آغاز شده است.
از اين آيه در مىيابيم كه: به راستى بشر را از شناخت هدايت مىپرسند و مسئول است، و حق ندارد جرايم و گناهان خود را چنين توجيه كند/ ١١١ كه به حق راهنمايى شده است، هرگز ... وقتى دعوتى به سوى حق ظهور مىكند بر تو واجب است كه بدون گروه گرايى و تسلّط طلبى بدان بينديشى و بنگرى آيا آن دعوت راست است يا نه.
[١٨] جاهليان بر چار بالش ابريشمين توجيهات و معاذير، غرقه در اميال و شهوتهاى خود چرت مىزنند، و هنگامى كه بيم دهندهاى بر آنها درآيد و آنها را از سرانجام غفلتشان كه نابودى و بدبختى است بترساند، او را به فال بد مىگيرند، و ادّعا مىكنند كه او صفاى زندگى آنها را مكدّر كرده است، پس داستان آنها مانند بيمارى است كه بيمارى سرطان در پيكر او پيش مىرود و ريشه مىدواند، و او آگاهى ندارد، چون پزشك او را آگاه كند و از نتايج بد ناآگاهيش برحذرش دارد، بر او مىشورد، و گويد: تو بدشگونى، چرا اين قدر منفى باف هستى؟
«قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ- گفتند: ما شما را به فال بد گرفتهايم،» ايشان را به فال بد گرفتند، و پنداشتند كه بيان جنبههاى منفى، و دعوت به اصلاح بخش فاسد و تباه شده زندگيشان، همان سبب ناخرسندى و ناراحتى آنهاست.
برخى از مفسّران احتمال دادهاند كه هنگام تبليغ رسالت رسولان، بلايى بر آن قوم نازل شده، چنان كه بر فرعون و قوم او نشانههايى به صورت خون و سالهاى متوالى قحطى و ... و ... نازل شد. ولى به نظر مىرسد ما به چنين فرضى در تفسير نيازى نداريم.