اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠ - بازتاب توكّل در زندگى پيامبران
در نهمين آيه سخن از تمام پيامبران پيشين به ميان آمده است، از زمان نوح عليه السلام تا پيامبرانى كه بعد از او بودند، مىگويد: «هنگامى كه پيامبران با مخالفت قوم خود روبهرو شدند (و خود را تنها ديدند گفتند:) چرا ما بر خدا توكّل نكنيم، با اينكه ما را به راههاى سعادت رهبرى كرده و ما به يقين در برابر آزارهاى شما شكيبايى خواهيم كرد (و با اين تهديدها و آزارها دست از رسالت خويش برنمىداريم) و توكّل كنندگان بايد فقط بر او توكّل كنند»! (وَ مَا لَنَا الَّانَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ). [١]
از اين آيه به خوبى استفاده مىشود كه توسّل به ابزار توكّل بر خدا در برابر انبوه مشكلات طاقتفرسا كار همه انبيا در طول تاريخ بوده است و در واقع آنها با نيروى توكّل بر انبوه دشمنان سرسخت پيروز مىشدند، و از اينجا نقش توكّل در زندگى انسانها به خصوص رهبران و پيشوايان آشكار مىشود.
در واقع آنچه به پيامبران قدرت مىبخشيد كه با نداشتن «عِدّه» و «عُدّه» در برابر قدرتمندترين حكومتهاى بيدادگر عصر خود بايستند، و مرعوب تهديدهاى آنها نشوند همين توكّل بر خدا بود كه «ماسوى اللَّه» را در نظر آنها كوچك و بى ارزش مىساخت.
شايان توجّه است كه در آيه قبل (آيه ١١ سوره ابراهيم) مىخوانيم: «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» و در آيه مورد بحث مىخوانيم: «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ».
از انضمام اين دو آيه به يكديگر استفاده مىشود كه مؤمنان واقعى همان متوكّلانند ضمناً از اين آيه استفاده مىشود كه توكّل زاييده معرفت و هدايت الهى است همان گونه كه صبر و شكيبايى در برابر آزارهاى دشمنان زاييده توكّل است (دقّت كنيد).
در دهمين آيه با ذكر نتيجه روشنى براى توكّل بر خدا همگان را تشويق به اين امر مىكند، و وعده نجات و پيروزى به آنها مىدهد، مىفرمايد: «هر كس بر خدا توكّل كند خدا كار او را به سامان مىبرد، خداوند فرمان خود را به انجام مىرساند، و براى هر چيز
[١]-/ ابراهيم، ١٢