اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠ - آتش سوزان حسد
سست مىكنند و حسودانى كه كارشان همواره تخريب است) در عبارات كوتاهى بيان شده و شاهد گويايى بر مقصود يعنى آثار زيانبار حسد است.
توصيفى كه در آغاز آيه براى خداوند ذكر شده (بِرَبِّ الْفَلَقِ) مىتواند اشاره به اين نكته باشد كه طوايف سهگانه شرور بالا هميشه از تاريكى جهل و اختلاف و كفر استفاده مىكنند كه اگر اين تاريكى مبدّل به روشنايى علم و اتّحاد و ايمان شود، حربههاى آنان به كندى مىگرايد.
در ششمين آيه مورد بحث بعد از مدح و ستايش بليغى كه از انصار شده است (همانها كه پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و يارانش را به شهر خود (يثرب) دعوت كردند و با آغوش باز از آنان استقبال نمودند، با جان و دل از آنها پذيرايى كردند و امكانات خود را به پاى آنها ريختند) سخن از «تابعين» به ميان آورده (همانها كه بعد از مهاجران و انصار روى كار آمدند و خطّ ايمان و انقلاب اسلامى را تداوم بخشيدند) مىفرمايد: «و كسانى كه بعد از آنها آمدند و مىگويند ما و برادرانمان را كه در ايمان به ما پيشى گرفتند بيامرز و در دلهايمان كينه و حسدى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا! تو مهربان و رحيمى»، (وَ الَّذِينَ جَائُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِاخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْايمَانِ وَ لَاتَجْعَلْ فِى قُلُوبِنَا غِلًاّ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا انَّكَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ). [١]
به اين ترتيب آنها بعد از طلب آمرزش براى خود و پيشگامان در اسلام و ايمان (مهاجران و انصار) تنها چيزى را كه از خدا مىطلبند، از بين رفتن هرگونه «غلّ و كينه و حسد» نسبت به مؤمنان است، چرا كه مىدانند تا اين امور از دل ريشهكن نشود، رشتههاى محبّت و برادرى و اتّحاد هرگز محكم نخواهد شد و بدون آن به هيچ موفقيّتى نايل نمىشوند.
واژه «غِلّ» كه از «غَلَل» گرفته شده و به گفته «راغب» در كتاب «مفردات» در اصل به معنى چيزى است كه مخفيانه و تدريجاً نفوذ مىكند و به همين جهت به آب جارى «غَلَل» مىگويند، چرا كه تدريجاً در ميان درختان نفوذ پيدا مىكند.
[١]-/ حشر، ١٠