اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - حرص، آفت بزرگ خوشبختى
بلكه شديدتر و گستردهتر از گذشته! تاريخ معاصر گواهى مىدهد كه آنها براى افزودن به حجم ثروتهاى كلان خويش از هيچ جنايتى ابا ندارند، جنگهاى خونين به راه مىاندازند، خونهاى بى گناهان را مىريزند، آتش فتنه و فساد بر پا مىكنند، همسايگان را به جان هم مىاندازند و براى فروش اسلحه بيشتر و موادّ مخدّر و ثروتاندوزى بيشتر هر كارى از دستشان ساخته باشد انجام مىدهند و براى تحكيم پايههاى قدرت خود پنجه بر وسايل ارتباط جمعى دنيا افكنده و از هيچ دروغ و تهمتى نسبت به ديگران ابا ندارند.
اگر كسى بخواهد آثار شوم و مرگبار حرص و دنيا پرستى را ببيند، بايد اعمال اين قوم و ملّت را بنگرد!
تعبير به حياة به صورت نكره، در آيه مورد بحث، گويا اشاره به اين حقيقت است كه آنها فقط مىخواهند زنده بمانند، لذّت ببرند، امّا كدام حيات و زندگى، حيات انسانى؟ يا حيات حيوانات؟ يا درندگان بيابان؟ هر چه باشد براى آنها تفاوتى ندارد.
به گفته بعضى از مفسّران اين آيه تنها سخن از يهود نمىگويد، بلكه هشدارى است به همه افراد كه در عاقبت حرص و دنيا پرستى بينديشند مبادا در همان گردابهايى كه قوم يهود افتادند گرفتار شوند.
در آيات قرآن و روايات اسلامى آمده است كه يهود، بسيارى از پيامبران را كشتند، تنها به دليل اينكه آنها را مخالف منافع نامشروعشان مىديدند و نيز بسيارى از آيات الهى را به همين جهت تحريف كردند و اينها همه از پيامدهاى حرص آنها بود.
در پنجمين آيه اشاره به حرص و كم طاقتى انسان به طور كلّى كرده، مىفرمايد:
«انسان حريص و كم طاقت آفريده شده، هنگامى كه شرّى به او رسد بى تابى مىكند و هنگامى كه خيرى به او رسد بخل مىورزد و از ديگران دريغ مىدارد»، (انَّ الْانْسَانَ خُلِقَ هَلُوعاً* اذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً* وَ اذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً).
مفسّران و ارباب لغت براى «هلوع» معانى زيادى گفتهاند كه بسيارى از آنها نزديك به هم يا لازم و ملزوم يكديگر است، از جمله در لسان العرب چهار معنى براى آن ذكر كرده: حرص، جزع و كم صبرى، يا بدترين نوع جزع و در مجمع البيان نيز آن را به معنى شخص «ضجور» يعنى بى قرار و بى حوصله، «شحيح» يعنى بخيل و «جزوع» يعنى بى تابى