اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩ - ٤- انگيزههاى تكبّر
تصوّر كند و بر اثر حبّ ذات، بيش از حدّ آن را بزرگ نمايد و ديگران را در برابر خود كوچك بشمرد.
بعضى از بزرگان علم اخلاق مانند مرحوم «فيض كاشانى» در «المحجّة البيضاء» اسباب كبر را در هفت چيز خلاصه كردهاند، نخست اسباب دينى كه «علم» و «عمل» است، و اسباب دنيوى كه «نسب»، «زيبايى»، «قوّت»، «مال» و «فزونى ياران و ياوران» مىباشد و درباره هر كدام از اينها شرحى دارد كه به طور خلاصه در ذيل از نظر خوانندگان عزيز مىگذرد، مىگويد:
نخستين اسباب تكبّر «علم» است و چه زود علم سبب غرور گروهى از علما و دانشمندان مىگردد، همانگونه كه در حديث نبوى آمده است: «آفت بزرگ علم، تكبّر است؛ آفَةُ الْعِلْمِ الْخُيَلَاءُ».
بعضى از افراد آنچنان كم ظرفيّتند كه وقتى چند بابى از علم را مىخوانند خود را بزرگ و ديگران را كوچك مىشمرند، بلكه با نظر تحقير به ديگران مىنگرند و از همه انتظار احترام و خدمت و تواضع و كرنش دارند.
در حالى كه عالمان واقعى هر قدر بر علمشان افزوده مىشود، خود را نادانتر مىبينند، چرا كه خود را در برابر اقيانوس عظيمى مشاهده مىكنند كه تنها قطراتى از آن را در اختيار دارند.
آنها به خاطر همان مقدار علمى كه به دست آوردهاند مسؤوليّت خود را سنگينتر مىبينند و خوف آنها بيشتر مىشود كه گفتهاند: «مَنِ ازْدَادَ عِلْماً ازْدَادَ خَوْفاً؛ هر كس بر علمش افزوده شود، بر خوف او افزوده مىشود».
سبب دوّم، اعمال نيك و عبادت است كه موجب كبر و غرور بسيارى از نيكوكاران و عبادت كنندگان مىشود، چرا كه از اين رهگذر، خود را برتر از ديگران مىپندارند و انتظار دارند مردم به ديدار آنها بشتابند و مشكلات آنها را حل كنند، در مجالس احترام خاصّى براى آنها قائل شوند و از نيكوكارى و زهد و ورع و تقواى آنها سخن بگويند، گويى عبادت خود را منّتى بر ديگران مىپندارند، اين در جهات دنيوى.
و در جهات دينى خود را اهل نجات و ساير مردم را اهل هلاك مىشمرند و اين امور سبب مىشود كه امتياز فوقالعادهاى براى خود قائل گردند و به فخرفروشى بر