اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢ - «غفلت» سرچشمه اصلى بدبختىها
آرى! توجه به خدا به مقتضاى «انّ الَّذينَ قَالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ استَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِم المَلائِكة ...» سبب همنشينى با فرشتگان مىگردد؛ حال آن كه «غفلت» و بى خبرى از ياد او، شياطين را قرين انسان مىسازد. شياطينى كه برگرده او سوار مىشوند و به هر راهى كه خواستند، مىبرند. اين كه مىفرمايد: «ما شيطانى را به سراغ او مىفرستيم تا قرين او باشد»، در واقع به اين معنى است كه عمل او؛ يعنى، «غفلت» و بى خبرى در روىگردانى از خداوند رحمان، چنين اثرى را به دنبال دارد و به تعبير ديگر، اين مجازاتى است كه در دنيا دامنگير اين افراد مىشود.
با توجه به اين كه «يعش» از ماده «عشو» (بروزن نشر) به معنى ضعيف و كم نور شدن چشم است؛ آن چنان كه گويى پردهاى بر آن افتاده كه مفهوم آن، چيزى جز «غفلت» و بىتوجهى و اعراض نيست.
رسول خدا صلى الله عليه و آله در حديثى فرمودهاند: «اذَا أَرَادَ اللّهُ بِعَبْدٍ شَرّاً قيِّضَ لَهُ شَيطاناً قَبْلَ مَوتِهِ بِسَنَةٍ، فَلا يَرى حَسَناً الّا قَبَّحَهُ عِنْدَهُ حَتَّى لا يَعْمَلُ بِهِ، وَ لا يَرى قَبِيحاً الّا حَسَّنَهُ حَتّى يَعْمَلُ بِهِ؛ هنگامى كه خداوند شرّ بندهاى را (به خاطر «غفلت» و بى خبرى از خدا) بخواهد، شيطانى را يك سال قبل از مرگ او سراغ او مىفرستد (كه همه چيز را در نظر او دگرگون مىسازد) آن گاه هيچ كار خوبى را نمىبيند، مگر اين كه آن كار در نظرش، زشت جلوه مىكند و آن را رها مىسازدو هيچ كار بدى را نمىبيند، مگر اين كه آن كار در نظرش، زيبا جلوه مىكند و آن را انجام مىدهد». [١]
بحث درباره اين آيه را با شعر مناسبى از تفسير روح البيان كه ذيل همين آيه نقل شده است، پايان مىدهيم:
|
دريغ و درد كه با نفس بد قرين شدهايم |
و از اين معامله با ديو همنشين شدهايم |
|
|
به بارگاه فلك بودهايم و رشك ملك |
ز جور نفس جفا پيشه اين چنين شدهايم |
در دهمين آيه، سخن از پرهيزگارانى است كه هرگاه به خاطر غفلتى مختصر، امواج وسوسههاى شيطان، آنها را احاطه كند، پردههاى «غفلت» را با ياد خدا، مىدرند. آن گاه
[١]-/ روح البيان، جلد ٨، صفحه ٣٦٩