اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧ - «غفلت» سرچشمه اصلى بدبختىها
خواهيم گرفت، ولى با وجود اين دو گروه، ديگر جاى ما نيست! [١]
ولى خداوند از درون اين گروه غافل و بى خبر آگاه بود و مىدانست كه اين گونه افراد پر ادّعا و بىمحتوا، نه يار روز صلحاند و نه سرباز روز جنگ. بر آنها نمىتوان اعتماد كرد و از فكر آنها نيز نمىتوان استفاده كرد، به همين دليل خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله هشدار داد كه مراقب وسوسههاى آنها باشد.
در چهارمين آيه، دوزخيان را با ذكر چند ويژگى، معرّفى مىكند: «كسانى كه اميد لقاى ما را ندارند (به معاد و رستاخيز معتقد نيستند) و تنها به زندگى دنيا خوشنودند و به آن اطمينان دارند و نيز كسانى كه از آيات ما غافلند، جايگاهشان آتش است، به خاطر اعمالى كه انجام مىدادند».
در اين آيات، آخرين چيزى كه روى آن تكيه شده «غفلت» از آيات الهى است كه در واقع، ريشه اصلى انكار معاد و اعتماد بر دنيا و فراموشى آخرت است. خلاصه اين كه «غفلت» ريشه اصلى همه بدبختىهاى انسان است؛ در حالى كه ريشه خوشبختى بهشتيان، آگاهى و بيدارى و ذكر خدا است كه در آيات بعد همين سوره، به آن اشاره شده است.
در تفسير روح البيان در ذيل اين آيه، در يك حديث قدسى، چنين مىخوانيم كه خداوند مىفرمايد: «از سه گروه در شگفتم: از كسانى كه ايمان به آتش دوزخ دارند و مىدانند در پيش روى آنهاست، چگونه مىخندند و از كسانى كه به دنيا دل بستهاند، در حالى كه مىدانند به زودى از آن جدا مىشوند و از كسانى كه غافلند و مىدانند (فرشتگان پروردگار) از آنها غافل نيستند، چگونه مشغول لهو و لعب هستند».
تفسير مذكور در ذيل همين حديث، داستانى از «نعمان بن منذر»- يكى از پادشاهان حيره در عصر جاهليت- نقل مىكند: روزى (پادشاه) در زير درختى براى گستردن بساط
[١]-/ اين شأن نزول را مرحوم طبرسى در «مجمع البيان» و قرطبى در تفسير «الجامع لاحكام القرآن» و برسويى در «روح البيان» و جمعى ديگر با تفاوتهايى نقل كردهاند (توجه داشته باشيد، گرچه سوره كهف مكى است ولى مفسران تصريح كردهاند كه آيه مورد بحث؛ يعنى آيه ٢٨ اين سوره، در مدينه نازل شده است)