اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٤ - «غفلت» سرچشمه اصلى بدبختىها
٨- هنگامى كه سوار بر كشتى شوند، خدا را با اخلاص مىخوانند (و غير او را فراموش مىكنند)؛ اما هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رساند و نجات داد، باز مشرك مىشوند!
٩- و هر كس از ياد خدا روى گردان شود، شيطان را به سراغ او مىفرستيم؛ پس همواره قرين اوست!
١٠- هنگامى كه پرهيزگاران، گرفتار وسوسههاى شيطان شوند، به ياد (خدا و پاداش و كيفر او) مىافتند و (در پرتو ياد او، راه حق را مىبينند و) ناگهان بينا مىگردند!
١١- (به او خطاب مىشود) تو از اين صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودى و ما پرده را از چشم تو كنار زديم و امروز چشمت كاملًا تيزبين است!
١٢- آنان را از روز حسرت (روز رستاخيز كه براى همه مايه تأسف است) بترسان، در آن هنگام كه همه چيز پايان مىيابد و آنها در غفلتند و ايمان نمىآورند!
تفسير و جمع بندى
«غفلت» سرچشمه اصلى بدبختىها
در نخستين آيه، به معرفى گروهى از بدترين افراد انسان پرداخته شده؛ گروهى كه شايد بدتر از آنان در ميان انسانها يافت نشود كه درباره اوصاف آنها مىفرمايد: «ما بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم، آنها دلها (و عقلهايى) دارند كه با آن چيزى درك نمىكنند و چشمانى دارند كه با آنها نمىبيند و گوشهايى دارند كه با آن نمىشوند. آنها همچون چهارپايانند، بلكه بدترند. آنها همان غافلانند؛ وَ لَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِن الْجِنِّ وَ الانْسِ لَهُم قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُم اعْيُنٌ لايُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُم آذانٌ لايَسْمَعُونَ بِهَا اولئكَ كَالانْعَامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ اولئكَ هُم الغَافِلونَ» [١]
در اين آيه عامل نهايى بدبختى اين گروه دوزخى را «غفلت» شمرده است. غفلتى كه از ترك انديشه و نداشتن چشم باز و گوش شنوا حاصل شده و انسان را به مرحلهاى حتّى فروتر از چهارپايان سقوط مىدهد. زيرا اگر چهارپايان غافلند، استعداد غفلت زدايى را ندارند؛ ولى اگر انسان با داشتن منبع آگاهى در غفلت غوطه ور شود، به طور قطع از
[١]-/ اعراف، ١٧٩