اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧ - ٢- بى اعتنايى به حيثيت اجتماعى و شخصيت انسانى
١- ضعف ايمان
ضعف ايمان، علت اصلى ناديده گرفتن فرمانهاى الهى است. اگر انسان، خدا را حاضر و ناظر بداند و دادگاه بزرگ الهى را در قيامت با چشمان قلب خويش مجسم نمايد؛ هرگز حدود الهى را نمىشكند و از مرزها تجاوز نكرده و آلوده شهوات و مفاسد اخلاقى نمىگردد.
اين همان برهان الهى است كه در بدترين شرايط زندگى حضرت يوسف عليه السلام به سراغش آمد و او را از آلودگى به فحشا- كه تمام زمينههاى ارتكاب، موجود و موانعش مفقود بود- حفظ كرد.
اگر ايمان ضعيف گشته و توجه به مبدأ و معاد كم گردد، زمينه طغيان شهوات كاملًا فراهم مىشود كه انسان در چنين شرايطى مثل حيوان درندهاى كه از قفس خارج شده باشد و هيچ گونه مانعى در برابر خود نبيند، به همه جا حمله مىكند و اگر كسى در برابرش ظاهر شود، مىدرد.
در اين رابطه در حديث علوى آمده است: «مَنِ اشتَاقَ الَى الجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهواتِ؛ كسى كه مشتاق به بهشت (و معتقد به آن) باشد، شهوات سركش را به فراموشى مىسپارد». [١]
گاهى نيز انسان براى بهرهگيرى از شهوات بدون قيد و شرط، سدّ ايمان را درهم مىشكند تا در شهوت پرستى آزاد باشد؛ قرآن مجيد مىفرمايد: «بَلْ يُريدُ الانسان لِيَفْجُرَ امَامَهُ- يَسْئَلُ ايَّانَ يَوْمُ القيامَةِ [٢]؛ ... بلكه انسان مىخواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قيامت) در تمام عمر، گناه كند؛ (از اين رو) مىپرسد: قيامت كى خواهد بود؟! (سؤالى كه نشانه انكار يا ترديد است)».
٢- بى اعتنايى به حيثيت اجتماعى و شخصيت انسانى
بى اعتنايى به آبرو و حيثيت اجتماعى و ضعف شخصيت انسانى، اغلب سبب آلودگى به انواع شهوات مىشود، در حالى كه آبرو و شخصيت انسانى و توجه به حيثيت اجتماعى، انسان را- هر چند كه ايمان به خدا نيز نداشته باشد- در برابر طغيان شهوات،
[١]-/ شرح فارسى غررالحكم حديث ٨٥٩١. نهج البلاغه، كلمات قصار، حديث ٣١
[٢]-/ قيامت، ٥ و ٦