اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠ - پيامدهاى شهوت پرستى در كلام اميرمؤمنان على عليه السلام
اسير است كه هرگز روى آزادى را نخواهد ديد». [١]
٦- آن حضرت عليه السلام در اين كه سرانجام «شهوت پرستى»، رسوايى است، مىفرمايند: «حَلاوَةُ الشَّهْوَةِ يُنَغِّصُهَا عارُ الْفَضيحَةِ؛ شيرينى شهوت را ننگ رسوايى از ميان مىبرد». [٢]
٧- در تعبير ديگرى، شهوت پرستى را كليد انواع شرها مىدانند: «سَبَبُ الشَّرِّ غَلَبَةُ الشَّهْوَةِ [٣] سبب شرّ، غلبه شهوت است».
با توجه به اين كه «الشرّ» با الف و لام جنس و به صورت مطلق ذكر شده است، معناى عموم را مىرساند كه اين امر بيانگر آن است كه «شهوت پرستى»، سرچشمه تمام شرها و بدبختىهاست.
٨- در جاى ديگر ضمن اشاره به اين نكته كه غلبه هوا و هوس، سبب بسته شدن راههاى سعادت بشرى شده و او را در گمراهى نگاه مىدارد، مىفرمايند: «كَيْفَ يَسْتَطيعُ الهُدى مَنْ يَغلِبُهَا الهَوى؛ چگونه مىتواند انسان به هدايت برسد، در حالى كه هواى نفس بر او غالب گرديده است». [٤]
٩- آن حضرت در سخن ديگرى، غلبه شهوات را باعث تضعيف شخصيت انسان مىدانند: «مَنْ زَادَت شَهْوَتُهُ قَلَّتْ مُرُوّتُهُ؛ كسى كه شهوات او فزونى يابد، شخصيت انسانى او كم مىشود». [٥]
١٠- در بيان ديگرى به اين حقيقت اشاره مىكند كه راه بهشت، راه «شهوت پرستان» نيست: «مَن اشْتَاقَ الَى الْجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَوَاتِ؛ كسى كه مشتاق بهشت باشد بايد شهوت پرستى را فراموش كند». [٦]
١١- در جاى ديگر اين نكته را گوشزد مىكند كه حكمت و آگاهى با شهوت پرستى سازگار نيست: «لاتَسْكُن الْحِكْمَةَ قَلْباً مَعَ شَهوَةٍ؛ حكمت و دانش در قلبى كه جاى شهوت پرستى است، ساكن نمىشود». [٧]
[١]-/ غررالحكم، حديث ٦٣٠٠.
[٢]-/ غررالحكم، حديث ٤٨٨٥.
[٣]-/ شرح غررالحكم، حديث ٥٥٣٣.
[٤]-/ همان مدرك، حديث ٧٠٠١، صفحه ٥٦٦ غررالحكم
[٥]-/ همان مدرك، حديث ٨٠٢٢.
[٦]-/ همان مدرك، حديث ٨٥٩١.
[٧]-/ همان مدرك، حديث ١٠٩١٥.