اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - بلاى بزرگ در طول تاريخ بشر
بالاخره حالت «عُجب» و «خود بزرگ بينى» موجب شد كه هشدارهاى نوح عليه السلام را تا آخرين لحظات كه فرصتى براى نجات داشتند ناديده بينگارند و حتّى كمترين احتمال صدق را براى گوينده اين هشدارها قائل نشدند، لذا هنگامى كه نوح عليه السلام كشتى مىساخت گروه گروه كه از كنار او مىگذشتند او را به باد تمسخر مىگرفتند، ولى نوح عليه السلام باز به آنها هشدار داد و گفت: «... انْ تَسْخَرُوا مِنّا فَانَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ؛ اگر (شما امروز) ما را مسخره مىكنيد، ما همينگونه در آينده شما را مسخره خواهيم كرد (ولى در آن روز كه در ميان امواج طوفان سراسيمه به هر سو مىرويد و فرياد مىكشيد و التماس مىكنيد و هيچ پناهگاهى نداريد!)». [١]
اصولًا يكى از نشانههاى مستكبران اين است كه هميشه مسائل جدّى را كه در مسير خواستهها و منافع آنان نيست به بازى و شوخى مىگيرند و هميشه مسخره كردن مستضعفان جزئى از زندگى آنان را تشكيل مىدهد و بسيار ديدهايم كه در مجالس پر گناه خود به دنبال فرد با ايمان تهيدستى مىگردند كه او را به اصطلاح ملعبه و مَضْحكه خود سازند و بدين وسيله تفريح كنند!
آنها به خاطر همين روح استكبار، خود را عقل كل مىپندارند و به گمان اينكه ثروت انبوه آنان كه از طرق حرام به دست آمده، نشانه هوشيارى و كاردانى و لياقت آنان است به خود اجازه مىدهند ديگران را تحقير كنند.
در چهارمين آيه زمان نوح عليه السلام را پشت سر مىگذاريم، به عصر قوم عاد و پيامبرشان حضرت هود عليه السلام مىرسيم، در اينجا باز مىبينيم عامل اصلى بدبختى، همان استكبار است، مىفرمايد: «امّا قوم عاد به ناحق در زمين استكبار جستند و گفتند: چه كسى از ما نيرومندتر است؟ آيا آنها نمىدانستند خداوندى كه آنها را آفريده از آنان قوىتر است؟! آنها (به خاطر اين پندار) پيوسته آيات ما را انكار مىكردند»، (فَامَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِى الْارْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ قَالُوا مَنْ اشَدُّ مِنّا قُوَّةً اوَلَمْ يَرَوا انَّ اللَّهَ الَّذِى خَلَقَهُمْ هُوَ اشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ). [٢]
[١]-/ هود، ٣٨
[٢]-/ فصّلت، ١٥