اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥ - ٢- آثار و پيامدهاى منفى تعصّب و لجاجت
زودى ظاهر مىشود.
١- تعصّب يعنى وابستگى غير منطقى به شخص يا عقيده يا عادت و رسم خاصّى، همان گونه كه قبلًا نيز اشاره شد، حجاب ضخيمى بر ديده عقل انسان مىافكند، و او را از درك حقايق و خير و شرّ و مصلحت و مفسده و عاقبت امور و پيدا كردن راه چاره محروم مىسازد.
به همين دليل در احاديث سابق خوانديم كه لجوج مديريّت و تدبير ندارد، و در حالات شيطان ديديم كه به خاطر تعصّب از درك بديهيّات واماند، و رشته عبوديّت و بندگى را از گردن خويش برداشت و براى هميشه رانده درگاه الهى شد.
٢- تعصّب و لجاجت آتش سوزانى است كه پيوندهاى وحدت و اتّحاد را در جامعه بشرى مىسوزاند، و بذر نفاق و اختلاف را در ميان افراد مىپاشد و نيروهايى را كه بايد صرف پيشرفت جوامع انسانى شود، به جنگ و ستيز با يكديگر وامىدارد، به همين دليل در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: «اللِّجَاجُ يُنْتِجُ الْحُرُوبَ وَ يُوغِرُ الْقُلُوبَ؛ لجاجت آتش جنگها را روشن مىسازد و دلها را پر از كينه و دشمنى مىكند». [١]
٣- تعصّب و لجاجت سبب مىشود كه دوستان از هم دور شوند و محبّتها به عداوتها مبدّل گردد.
٤- تعصّب و لجاجت يكى از عوامل مهمّ كفر است، و بسيارى از امّتهاى پيشين تنها به اين دليل راه كفر را پيش گرفتند كه تعصّب و لجاجت نسبت به آيين نياكانشان مانع پذيرش حقّ شد (شرح اين معنى را در تفسير آيات گذشته خوانديم).
٥- تعصّب و لجاجت مايه درد و رنج و زحمت و ناراحتى است، چرا كه سبب مىشود انسان مدّتها، و گاه ساليان دراز، در بيراهه سرگردان شود و چون به بن بست مىرسد سرانجام خسته و وامانده از راهى كه رفته است بازمىگردد.
روى همين معنى در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: «ثَمَرةُ اللِّجَاجِ الْعَطَبَ؛ ثمره لجاجت شكست خوردن و هلاكت است». [٢]
و به همين دليل غالباً مايه ندامت و پشيمانى است همان گونه كه در احاديث گذشته به
[١]-/ غررالحكم (طبق نقل ميزان الحكمه، باب اللّجاجة)
[٢]-/ همان مدرك