مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٣٠ - قصید١٧٢٨ فرزدق دربار١٧٢٨ امام سجاد علیه السّلام
[١]* مىگردند؛ و بنابراین کسى با وى سخن نمىگوید مگر هنگامى که تبسّم ملیح بر سیمایش هویدا مىشود.
٨. چنان از درخشش و لمعان نور پیشانى او پردههاى تاریکى و ظلمت شکافته مىشود، همچنان که از إشراق و طلوع خورشید جهان افروز، پردههاى مِهْ و تاریکى شکافته مىگردد.
٩. شاخ وجودى او از اصل و تبار استوار رسول خدا جدا گردیده است؛ بنابراین عناصر غرائز و اخلاق و سجایا و صفات او، همه حمیده و پاک و طیِّب است.
١٠. این پسر فاطمه است، اگر در نَسَب او جاهل مىباشى! و در حَسَب، او کسى است که رسالتنامۀ پیامبران خدایى آسمانى به جدِّ أمجَدش مختوم گردیده، مهر شده و خاتمه یافته است.
١١. از عهد قدیم، خداوند او را فضیلت بخشیده و شرافت داده است؛ و از ازل، قلم قضا بر لوح تقدیر وى این گونه جارى شده است.
١٢. و این گفتارت که گفتى: کیست او؟! و تجاهل نمودى، ضررى به وى نمىرساند؛ چرا که تمام عرب و تمام عجم مىشناسند این مردى را که تو او را ناشناس دانستى!
١٣. هر دو دستش همچون بارانهاى پر آب و سرشار است که ثمره و نفعش همگان را شامل مىگردد. این دو دست پیوسته از آب زلال رحمت الهى تقاطر مىکنند و هیچگاه دستخوش کمى و کاستى و فقدان واقع نمىشوند.
١٤. اگر به سخن درآید، گفتارى را ابراز مىکند که جمیع ایشان آن را مىپسندند؛ و اگر روزى کلامى بگوید، آن کلام موجب زینت و محْمدت او محسوب مىگردد.
١٥. این شخصیّتى است که جمیع پیغمبران در مقابل فضل و شرف جدَّش در مرتبۀ پایین قرار گرفتند، و جمیع امَّتها در مقابل فضل و شرف امّتش، پست و حقیر به شمار آمدند.
١٦. خُلْق و خویش، نرم و ملایم است، به طورى که ابداً مردم از شدّت خشم و حِدَّت غضبش هراس ندارند، و دو خصلت حِلم و کرمش زینت بخش صفات علیا و اخلاق حمیدۀ او هستند.
١٧. او بارکش بارهاى اقوامى است که از شدّت تحمّل آن به زانو درآمدهاند، و در برخورد با مستمندان شمایلى نیکو و سیمایى خوش ارائه مىدهد، و جواب او به نَعَم (آرى) دادن به نیازمندان براى وى شیرین است.
١٨. او هیچگاه در جواب تقاضاى خلایق لفظ لا (نه) بر زبان نگذرانید، مگر فقط در تشهّدش که لا إلَهَ إلّا الله مىگفت. و اگر هم احیاناً تشهّدى در میان نبود لاى او نَعَم بود (نه او، آرى بود).
١٩. خُلف وعده نمىکند، و باطن و طبیعتش سرشته با خیر و برکت و یمن و رحمت است. درِ *