مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٦٨ - ترجمه یزید بن سلیط راوی روایت تصریح بر امامت امام رضا علیهالسّلام
این روایت شریفه را با مختصر اختلافی در لفظ و با تتمّهای، مرحوم کلینی در اصول کافی، جلد ١، کتاب الحجّة، باب الإشارة و النّص علی أبیالحسن الرّضا علیه السّلام، صفحۀ ٢١١، با یک سند دیگر از أبوالحکم ارمَنیّ و أبوالحکم ارمنیّ با دو سند دیگر از یزیدبن سَلیط روایت کرده است، و شایان مراجعه است.[١]
و در اثبات الهداة، جلد ٦، صفحه ٦ و ٧، فی الباب الرابع و العشرون، فی النّصوص علی إمامة أبیالحسن الرّضا علیه السّلام به دو روایت جدا، از حضرت صادق و از حضرت موسیبن جعفر علیهماالسّلام تقطیع نموده و در تحت عنوان دو عدد ١١ و ١٢ اختصار آن را ذکر کرده است.
[ترجمه یزید بن سلیط راوی روایت تصریح بر امامت امام رضا علیهالسّلام]
در رجال اردبیلی، جلد ٢، صفحۀ ٣٤٣ گفته است که:
«یزیدبن سَلیط الزّیدیّ من أصحاب الکاظم علیه السّلام، حدیثُه طویلٌ. عدّه
[١]* میکند و با تفهیم خدا مىشنود و به حکمت خدا سخن میگوید، درست و راست کار میکند و خطا نمىنماید، و در امور میداند، و در امرى به واسطۀ جهالت درنمىماند. او سرشار از حکمت و فصل قضاء و استوارى در حکم، و لبریز از علم و دانش و درایت شده است. امّا چقدر درنگ و توقّف تو در این دنیا با او بعد از این کم است! این توقّف به قدرى کوتاه است که قابل احصاء نیست. پس چون از سفرت بازگشتى به اصلاح امورت بپرداز و از هرچه میخواهى خود را فارغ ساز؛ زیرا که تو از این دنیا در آستانۀ کوچ هستى و همنشین با غیر آن. پسرانت را گرد آور و خداوند را در این وصیّتها بر آنان گواه بگیر؛ و خداوند در گواهى و شهادت بس است.“
پس فرمود: ”اى یزید، مرا در این سال میگیرند؛ و على پسرم همنام علىّ بن أبىطالب علیهالسّلام است و همنام علىّ بن الحسین علیهما السّلام، که به او فهم و علم و نصرت و رداى عظمت أمیرالمؤمنین داده شده است؛ و وى حقّ تکلّم و اظهار ندارد مگر آنکه چهار سال از مرگ هارون بگذرد. چون چهار سال سپرى شد، از او هرچه میخواهى بپرس که إن شاء الله تعالى پاسخت را خواهد داد.“»
[٦٦٩]ـ الکافی، ج ١، ص ٣١٣.