مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢٦ - از اشعار حکیم صفا در مدح حضرت زهرا علیها السّلام
|
خورشید چو رویت به سما و به سمک نیست |
||||||||
|
چون رویتوپیداستکهخورشید فلکنیست |
||||||||
|
از عشق تو در سینه عشّاق تو شک نیست |
||||||||
|
شور لب شیرین تو در کان نمک نیست |
||||||||
|
ای زادۀ انسان که به خوبیت ملک نیست |
||||||||
|
از عشق تو برپاست به کونین هیاهو |
||||||||
|
ابر هنری گوهر تر ریخت به هامون |
||||||||
|
از خاک برون آمد گنجینۀ قارون |
||||||||
|
مرغ از زبر خاک زند گنج فریدون |
||||||||
|
ای روت چو آیینۀ اسکندر ایدون |
||||||||
|
در پیش غم از بادۀ چون عقل فلاطون |
||||||||
|
آراسته کن سدّی چون رای ارسطو |
||||||||
|
قمری به کلیسای چمن راهب ترساست |
||||||||
|
زنّار به گردن پی تعظیم کلیساست |
||||||||
|
این بلبل شوریده چو ناقوس به آواست |
||||||||
|
ای ماه مسیحی که اسیرت همه دلهاست |
||||||||
|
آن شیشه که مرغ طرب بزم مسیحاست |
||||||||
|
پیش آر که زد مرغ چو نصرانی مولو |
||||||||
|
ای گوهر یکدانه بریز از خم لاهوت |
||||||||
|
در ساغر بلّور صفا سوده یاقوت |
||||||||
|
مرغ ملکوتست زجاجی که دهد قوت |
||||||||
|
قوت جبروتست که در خطّه ناسوت |
||||||||
|
نوشم می مدح گهر نُه یم فرتوت |
||||||||
|
صدّیقۀ کبری صدف یازده لؤلؤ |
||||||||