مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٧٩ - احوال علیّ بن أبیحمزه بطائنی
فقال: إنّی لا أعرِفُ إمامًا بعده، فضُرِبَ فی قَبرِه ضربةً اشتعل قَبرُه نارًا.“[١]
٢. و منها ما رواه عن حَمدَوَیهِ، قال: حدّثنی الحسنبن موسی، عن داودبن محمّد، عن أحمدبن محمّدبن أبینصر قال:
وَقَفَ أبوالحسن الرضا علیه السّلام فی بنیزُرَیقِ، فقال لی و هو رافِعٌ صَوتَه: ”یاأحمدُ!“ قلتُ: لَبّیک.
قال: ”إنّه لمّا قُبِضَ رسولُ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم جَهَدَ النّاسُ فی إطفاءِ نورِ اللهِ، فأبَی اللهُ إلّا أن یُتِمَّ نورَه بأمیرالمؤمنین علیهالسّلام؛ فلمّا تُوُفِّیَ أبوالحسن علیهالسّلام جَهَدَ علیُّبن أبیحمزة فی إطفاءِ نورِ اللهِ فأبَی اللهُ إلّا أن یُتِمَّ نورَه.
و إنَّ أهلَ الحقِّ إذا دَخَلَ فیهم داخِلٌ سُرُّوا به و إذا خَرَجَ منهم خارِجٌ لم یَجزَعوا علیه، و ذلک أنّهم علی یقینٍ مِن أمرِهم. و إنّ أهلَ الباطلِ إذا دَخَلَ فیهم داخلٌ سُرُّوا به و إذا خَرَجَ منهم خارِجٌ جَزِعوا علیه، و ذلک أنّهم علی شکٍّ مِن أمرِهم. إنّ اللهَ جلّجلاله یقول: (فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ).[٢]“ قال: ثمّ قال أبوعبدالله علیه السّلام: ”المُستَقَرُّ الثّابتُ و المُستَودَعُ المُعارُ.“[٣]
[١]ـ روح مجرد، ص ٢٢٤:
«روایت است از یونس بن عبد الرّحمن که گفت: من بر حضرت رضا علیهالسّلام وارد شدم. فرمود: ”علىّ بن أبىحمزه مُرد؟!“ گفتم: آرى! فرمود: ”داخل در جهنّم شد.“ من از این کلام حضرت به دهشت افتادم. فرمود: ”آگاه باش که چون از امام پس از موسى علیه السّلام از وى پرسیدند، گفت: من امامى را پس از او نمىشناسم؛ لهذا یک ضربهاى به قبرش زدند که از آن آتش بالا گرفت.“»
[٢]ـ سوره الأنعام (٦) قسمتی از آیه ٩٨.
[٣]ـ روح مجرد، ص ٢٢٤:
«و روایت است از أحمد بن محمّد بن أبىنصر که گفت: حضرت امام أبوالحسن الرّضا علیهالسّلام در میان طائفه بنىزُرَیق ایستادند، و در حالیکه صداى خود را بلند نموده بودند به من گفتند: ”اى احمد!“ گفتم: لبّیک! فرمود: ”چون رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم رحلت نمودند، مردم *