مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٩٤ - اثری منظوم از آقای شیخ موسی دبستانی
|
گر ببینی به سر نی سر من جلوهگر است |
تن من در گذر است |
|
|
مو پریشان مکنی بر سر و بر پیکر من |
خونجگر خواهر من |
|
|
مگذاری که به صد شیون و صد واویلا |
همچو مجنون لیلا |
|
|
رو به هامون کند از داغ علی اکبر من |
خونجگر خواهر من |
|
|
وای بر حال دل مادر خونین جگرش |
که ببیند پسرش |
|
|
گشته آغشته به خون پیش دو چشم تر من |
خونجگر خواهر من |
|
|
بهر یک جرعۀ آبی که بود مهر بتول |
مادرم دخت رسول |
|
|
هدف تیر شود حلق علی أصغر من |
خونجگر خواهر من |
|
|
اگرش غرقه به خون دیده رباب |
شود از غصّه کباب |
|
|
سوزد از شعلۀ آهی همه خشک و تر من |
خونجگر خواهر من |
|
|
ساقی تشنهلبان را شود از تیغ جفا |
از بدن دست جدا |
|
|
بلکه لبریز ز خونابۀ دل ساغر من |
خونجگر خواهر من |
|
|
گر به بالین وی آید به فقان با دل زار |
اُمّ کلثوم نگار |
|
|
به سلامت برد ار جان نبود باور من |
خونجگر خواهر من |
|
|
نوعروس ار به سر کشتۀ داماد آید |
یا به فریاد آید |
|
|
رخنه از ناله کند در دل غمپرور من |
خونجگر خواهر من |
|
|
جامۀ صبر بدرَد به تن ار مادر او |
بنگرد در بر او |
|
|
جای خلعت کفن و نعش وی اندر بر من |
خونجگر خواهر من |
|
|
نالۀ وا وَلَدا برکشد از فرط أسف |
که مرا رفت ز کف |
|
|
تازه داماد حسین آن حسنالمنظر من |
خونجگر خواهر من |
|
|
مگذاری که سکینه به دو صد شیون و آه |
جانب قربانگاه |
|
|
آید آن دم که برد خنجر کین حنجر من |
خونجگر خواهر من |
|
|
نالۀ اهل حرم را نبرد باد صبا |
از صف کرببلا |