مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٩٥ - مناجات حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام با حق تعالی
|
به مدینه که بود چشم به ره دختر من |
خونجگر خواهر من[١] |
اشعاری راجع به رزم حضرت در رزمگاه
|
به مرکز باز شد سلطان ابرار |
که آساید دمی از زخم پیکار |
|
|
فلک سنگی فکند از دست دشمن |
به پیشانیّ وجه الله أحسن |
|
|
چو زد از کینه آن سنگ جفا را |
شکست آیینۀ ایزد نما را |
|
|
که گلگون گشت روی عشق سرمد |
چه در روز اُحد روی محمّد |
|
|
به دامان کرامت خواست آن شاه |
که خون از چهره بزداید به ناگاه |
|
|
دلی روشنتر از خورشید روشن |
نمایان شد ز زیر چرخ جوشن |
|
|
یکی الماسوَش تیری ز لشکر |
گرفت اندر دل شه جای تا پر |
|
|
که از پشت پناه اهل ایمان |
عیان گردید زهرآلوده پیکان |
|
|
مقام خالق یکتای بیچون |
ز زهرآلوده پیکان گشت پرخون |
|
|
سنان زد نیزه بر پهلو چنانش |
که جنب الله بدرید از سنانش |
|
|
به دیدارش دلآرا رایت افراخت |
سمند عشق بار عشق بگذاشت |
|
|
به شکر وصل فخر نسل آدم |
به رو افتاد و میگفت اندر آن دم |
|
|
تَرَکتُ الخَلقَ طُرًّا فی هَواکا |
و أیتَمتُ العِیالَ لِکَی أراکا |
|
|
و لَو قَطَّعتَنی فی الحُبِّ إربا |
لَما حَنَّ الفُؤادُ إلَی سِواکا[٢]و[٣] |
مناجات حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام با حق تعالی
|
شاه چون افتاد از زین روی خاک |
رو نهادی روی خاک تابناک |
[١]ـ جنگ ٣، ص ٦٤.
[٢]ـ منتهی الآمال، ج ٢، ص ٩٠١.
[٣]ـ جنگ ١، ص ١٣٠.