مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥٨ - منع نمودن عمر از آوردن دوات و قلم
[منع نمودن عمر از آوردن دوات و قلم]
در پاورقی صفحۀ ١١٧ شیعه در اسلام علاّمه طباطبایی ـ مد ظلّه ـ راجع به منع کردن عمر از آوردن دوات و کاغذ برای پیغمبر در مرض موت میفرماید:
«این مطلب از البدایة و النهایة، جلد ٥، صفحۀ ٢٢٧؛ شرح [نهج البلاغه] ابن أبیالحدید، جلد ١، صفحۀ ١٣٣؛ الکامل فی التاریخ، جلد ٢، صفحۀ ٢١٧؛ تاریخ طبری، جلد ٢، صفحه ٤٣٦ نقل شده است.»
و در صفحۀ ١١٨ از پاورقی گوید که:
«عمر از وصیّت أبوبکر منع نکرد با آنکه أبوبکر در حال وصیّت بیهوش
[١]* دارمیّه گفت: حالا که تو دستبردار از شنیدن جوابت نیستى، فَإنِّی أحبَبتُ عَلِیًّا علَى عَدلِهِ فی الرَّعِیَّةِ، و قَسمِهِ بِالسَّویَّةِ، و أبغَضتُکَ على قِتالِ مَن هو أولَى بِالأمرِ مِنکَ، و طَلبِکَ ما لَیسَ لَکَ، و والَیتُ عَلِیًّا على ما عَقَدَ لَهُ رَسولُ اللهِ صلّى الله عَلَیهِ و آلِهِ مِنَ الوَلایَةِ یَومَ خُمٍّ بِمَشهَدٍ مِنکَ، و حُبِّهِ لِلمَساکینِ، و إعظامِهِ لأهلِ الدِّینِ، و عَادَیتُکَ على سَفکِ الدِّماءِ، و شَقِّکَ العَصا ، و جَورِکَ فی القَضاءِ، و حُکمِکَ بِالهَوَی. ـ الحدیث.*
”من على را دوست دارم به جهت آنکه در میان رعیّت به عدالت رفتار مىکند، و بیتالمال را به طور مساوى تقسیم مىکند؛ و تو را دشمن دارم به جهت آنکه جنگ کردى با کسى که او سزاوارتر است به امر ولایت و حکومت از تو، و طلب کردى چیزى را که حق آن را نداشتى! و من ولایت على را دارم به جهت آنکه رسول خدا صلّى الله علیه و آله در روز خم در مرأى و منظر تو، عقد ولایت او را بست؛ و على را دوست دارم به جهت آنکه مساکین را دوست دارد، و اهل دین را بزرگ مىشمارد؛ و تو را دشمن دارم به جهت خونهایى که ریختهاى! و اجتماع مسلمین را شکستى و گسستى، و در قضاء و حکم ستم روا مىدارى، و از روى هواى نفس اماره خود حکم مىرانى! تا آخر حدیث که دنباله دارد.“
*. الغدیر، ج ١، ص ٢٠٨ و ٢٠٩، از زمخشرى در ربیع الأبرار، در باب چهل و یکم. و در پاورقى گوید: ”این احتجاج به ألفاظ دیگرى در بلاغات النّساء، ص ٧٢؛ و عقد الفرید، ج ١، ص ١٦٢، [عقد الفرید، ج ١، ص٣٥٢]؛ و صبح الأعشى، ج ١، ص ٢٥٩ آورده شده است.»