مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٣ - شواهدی از کلمات أمیرالمؤمنین علیه السّلام راجع به تعدّی قریش به حق آن حضرت
آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا)[١] بیان شد که: استدلال أبوبکر روز سقیفه علیه انصار به قرابت با رسول خدا بود؛ و این، معنایش اتّحاد و وحدت نبوّت و خلافت است. به صفحۀ ٨ از الإمامة و السّیاسة مراجعه شود.
[شواهدی از کلمات أمیرالمؤمنین علیه السّلام راجع به تعدّی قریش به حق آن حضرت]
شواهدی از کلمات و خطب مولا أمیرالمؤمنین، راجع به تعدّی قریش و تجاوز آنها به حقّ حضرت، بعد از رسول الله و رقابت قومی؛ و راجع به تجزیه و تحلیل این حدیث مجعول [انَّ الله لم یَجْمع لنا اَهل البیت النبوةَ و الخلافَة]:
١. أمیرالمؤمنین علیه السّلام در کتاب سلیم بن قیس ادلّهای اقامه میفرماید؛ به کتاب سلیم بن قیس، صفحه ١١٧و صفحه ١١٩ و صفحه ١٦٥ مراجعه شود.
٢. در پاورقی صفحۀ ٤٢، از کتاب شیعه در اسلام سبط، راجع به آنکه خلافت را بعد از رحلت رسول خدا از أمیرالمؤمنین علیه السّلام به غصب ربودند، از نهج البلاغة شواهدی آورده است.گوید:
«علی علیه السّلام در نهج البلاغة، جلد ١، صفحۀ ٢٤ میفرماید:
”زَرَعوا الفجورَ و سَقَوا [سقوه] الغُرورَ و حَصَدوا الثُّبورَ، لایُقاسُ بآل محمّدٍ صلّی الله علیه و آله مِن هذه الأُمّة أحدٌ.“
تا آنکه فرماید: ”الآنَ إذ رَجَعَ الحقُّ إلی أهلِه و نُقِل إلی مُنتَقلِه.“»[٢]
٣. و در [نهج البلاغة] جلد ١، صفحۀ ٣٧ فرماید:
«فو الله! مازلتُ مَدفوعًا عن حقّی، مُستَأثَرًا علیَّ مُنذُ قَبَضَ اللهُ نبیَّه صلّی الله
[١]ـ سوره النّساء (٤) آیه ٥٤.
[٢]ـ نهج البلاغة (عبده)، ج ١، ص ٣٠.