مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٣ - کتاب أمیرالمؤمنین علیه السّلام مع مالک الأشتر إلی أهل مصر
کتاب أمیرالمؤمنین علیه السّلام مع مالک الأشتر إلی أهل مصر
«و من کتاب لعلیٍّ علیهالسّلام إلی أهل مصر مع مالک الأشتر، لمّا ولّاه اِمارتها:
”أمّا بَعدُ، فَإنَّ اللهَ سُبحانَهُ بَعَثَ محمّدًا صلّی الله عَلَیهِ و آلِهِ نَذیرًا لِلعالَمینَ و مُهَیمِنًا عَلَی المُرسَلینَ. فَلَمّا مَضَی علیهالسّلام، تَنازَعَ المُسلِمونَ الأمرَ مِن بَعدِهِ؛ فَوَاللهِ! ما کانَ یُلقَی فی رُوعی و لا یَخطُرُ بِبالی أنَّ العَرَبَ تُزعِجُ هَذا الأمرَ مِن بَعدِهِ صلّی الله عَلَیهِ و آلِهِ عَن أهلِ بَیتِهِ، و لا أنَّهُم مُنَحّوهُ عَنِّی مِن بَعدِهِ!
فَما راعَنِی إلّا انْثِیالُ النّاسِ عَلَی فُلانٍ یُبایِعونَهُ، فَأمسَکتُ یَدِی [بیدی]، حَتَّی رَأیتُ راجِعَةَ النّاسِ قَد رَجَعَت عَنِ الإسلامِ، یَدعونَ إلَی مَحقِ دینِ محمّدٍ صلّی الله عَلَیهِ و آلِهِ.
[١]* رعایاى عراق برخاست و نامهاى را به آن حضرت داد، و حضرت به خواندن آن نامه متوجّه شد و به آن نظر مىنمود.
ابن عبّاس گفت: یا أمیرالمؤمنین! ما در انتظاریم که این خطبه را تا اینجا که بیان کردى، تا به آخرش برسانى و دنبالهاش را نیز بیان کنى!
حضرت فرمود: هَیهات! اى پسر عبّاس! این سخن همانند شِقْشِقِهاى** بود که به واسطه هیجان صدا داده و سپس در جاى خود قرار گرفت.
ابن عبّاس مىگوید: سوگند به خدا که من در تمام مدّت عمرم بر قطعِ کلامى تأسّف نخوردم همانند تأسّف من بر قطع کلام أمیرالمؤمنین علیه السّلام که آن حضرت خطبه را به آنجا که مىخواست برساند نرسانید.»
*. احقاق الحق، ص ٢٢٠.
**. شتر در هنگام هیجان چیزى را شبیه به ریه از دهانش خارج مىکند که آن را شِقْشِقَه نامند، و بعضى مىپندارند که آن، زبان اوست. و در وقت خارج کردن شقشقه، شتر صدائى مىکند که آن را هَدیر نامند، و هَدَر البَعیرُ یعنى شتر در وقت بیرون کردن شقشقه صدا کرد. و در عبارت حضرت: تلک شِقشِقة هَدَرت نسبت هَدرت به شقشقه داده شده است از باب نسبت به آلتْ مجازاً؛ و در حقیقت تلک شقشقة هَدْر البعیرُ بها بوده است. ثُمَّ قَرَّت یعنى سپس شتر شقشقه را فرو برد و هیجانش خوابید و شقشقه در محلّ خود قرار گرفت.