مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٥ - قصید١٧٢٨ غرّای ملاّ مهرعلی دربار١٧٢٨ عشق به خدا؛ و دربار١٧٢٨ مدح خاتم الأنبیاء صلّی الله علیه و آله
ثالثاً: در بیت دوازدهم میفرماید: «آمَنتُ هَویً بنبوَّته»، و معلوم است که نبوّت از رسولالله بوده است.
رابعاً: در بیت ١٦ میگوید: «و بِوَجهِکَ إذْ یَحمَرُّحَیًا»، و این سرخ شدن رو و چهره را از روی شرم، از حالات رسول الله شمردهاند؛ و هو رَجُلٌ حَیِیٌّ. و همچنین سایر ابیات همه به رسول الله أنسب است.
شاعر دربارۀ رسول الله این قصیده را مرتّباً ادامه میدهد تا میرسد به بیت بیست و پنجم:
|
٢٥. سَوَّدتُ صحیفةَ أعمالی |
و وَکَلتُ الأمرَ إلی حَیدَرْ |
از اینجا تا آخر قصیده همه را در وصف مولی الموالی سروده است؛ و الحقّ از قصائد نَغز و جالب است.
گویند که به واسطۀ سرودن این قصیده در مسابقاتی که دربارۀ سرودن اشعار دربارۀ أمیرالمؤمنین علیه السّلام در عراق صورت گرفت، برنده شد و دریافت جایزه و سَبَق را نمود؛ رحمة الله علیه رحمةً واسعةً.[١]
قصیدۀ غرّای ملاّ مهرعلی دربارۀ عشق به خدا؛ و دربارۀ مدح خاتم الأنبیاء صلّی الله علیه و آله
و له أیضًا:
|
انقضـی الأیّامُ و تمَّ اللّیالْ |
و انتَهَی الأوقات و ضاق المَجالْ |
|
|
روز و شب و سال و مَهَم شد ز کف |
حیف از آن روز و شب و ماه و سال |
|
|
جاء مماتی کمجیء السُّمومْ |
مَرَّ حیاتی کمرور الشِّمالْ |
|
|
منکر عشق تو ندانی که کیست؟! |
آن که ندانسته یمین از شِمالْ |
[١]ـ جنگ ١٦، ص ١٠٧ الی ١١٦.