مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٧٥ - راجع به غربت حضرت امام رضا علیه السّلام
مشکلاتی که برای سالکین راه توحید پیش میآید اغلب به واسطۀ عدم انس و آشنایی مردم با این مراحل، و بالنتیجه ایجاد زحمت و سدّ طریق، تا آنکه سالک را خواه و ناخواه به انعزال و دوری از جماعت میکشاند.
|
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب |
مُهَیمنا به رفیقان خود رسان بازم[١] |
* * *
|
اگر زخون دلم بوی مشک[٢] میآید |
عجب مدار که همدرد نافۀ خُتنم[٣] |
و امّا آن جهات خصوصی که در حضرت ثامن الحجج علیه السّلام موجب غربت شده است، چند چیز است:
اوّل: ابتلای آن حضرت به سیاست شیطانیۀ مأمون الرّشید؛ چون با نقشهای عجیب آن حضرت را تحت الحفظ از مقرّ و وطن مألوف خود، جوار قبر جدّش رسول اکرم [صلّی الله علیه و آله و سلّم] حرکت داد، و زیر نظر خود تمام حالات و گزارشات را ملحوظ، و در ولایتِ مَرو در حقیقت زندانی و تبعید و نفی وطن و حبس نظر نمود؛ و در ظاهر آن حضرت را به خلعت حکم و ولایت مخلّع، و در باطن آن حضرت را از همۀ شئون جدا و عزل نموده، اجازۀ فتوا و خواندن نماز جمعه و عید نمیدهد.
و با نکات دقیق و انظار خفیّۀ خود، و با نقشههای محتالانه و زیرکانه، هر لحظه زهر جانکاه به کام آن حضرت میریزد، در حالیکه مردم میپندارند او کمال فدویّت و اخلاص [را] در بوتۀ صدق و صفا گذارده و تقدیم آن حضرت میکند، و
[١]* ٦. من دنیاى مردم و دین مردم را به خودشان واگذار نمودم، و پیوسته به یاد تو مشغولم، اى دین من! و اى دنیاى من!
٧. بنابراین آن کسانی که من بر آنها حسد میبردم، اینک آنها بر من حسد میبرند؛ و از هنگامی که تو آقا و سیّد من شدى، من آقا و سیّد عالمیان شدم.»
[٦٧٩]ـ دیوان حافظ، طبع پژمان غزل ٣٣٤.
[٢]ـ خ ل: شوق
[٣]ـ دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل ٣٣٢.