مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٣
|
آمد به خیمهگاه و وداع حرم نمود |
||
|
بر کودکان نمود به حسرت همی نگاه |
||
|
این را نشانْد در بَر و بر رخ فشاند اشک |
||
|
آن را گذاشت بر دل و از دل کشید آه |
||
|
در اهل بیت شور قیامت بهپا نمود |
||
|
وز خیمهگاه گشت روان سوی قتلگاه[١] |
||
|
او سوی رزمگاه شد و در قفای او |
||
|
فریاد وا أخاه شد و بانگ وا أباه[٢]و[٣] |
||
[زبان حال حضرت زینب با حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام]
|
برادر بی تو در چشمم جهان تنگست مینالم |
||||
|
فلک را بیسبب با من سر جنگست مینالم |
||||
|
به صید آشیان گم کرد و مرغ بیپر و بالی |
||||
|
ز هر سو دامن قومی پر از سنگست مینالم |
||||
|
برادر مرده را با ناله دلداری دهند امّا |
||||
|
سلامت باد من نای و دف و چنگست مینالم |
||||
|
بیابان دور و مقصد ناپدید و رهزنان در پی |
||||
|
جهان تاریک و ره پر سنگ و پا لنگست مینالم[٤]و[٥] |
||||
[١]ـ خ ل: حربگاه.
[٢]ـ منتهی الآمال، ج ٢، ص ٨٩٩.
[٣]ـ جنگ ١، ص ١٢٩.
[٤]ـ دیوان حجّة الاسلام نیّر تبریزی، لآلی منظومه.
[٥]ـ جنگ ١، ص ٨٩.