مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٦ - اشعاری از سیّد حمیری در مدح أمیرالمؤمنین علیه السّلام
|
و سراجُها الوهّاج أحمدُ و الّذی |
یَهدِی إلی نَهجِ الطّریقِ الأزهَدِ» |
در صفحۀ ١٨٨ گوید:
|
«نصب الجلیل لجبرئیل منبرًا |
فی ظلّ طوبی من متون زبرجد» |
این بیت و سه بیت دیگر که در دنبال آن است، راجع به عقد و زفاف حضرت زهراء سلام الله علیهاست، و در تعلیقۀ آن نیز مطالب مفیدی را یاد آور شده است.
در صفحۀ ١٩٠ گوید:
|
«و بکرن علقمة النصاری إذ عتَت ع |
فی عزّها و الباذخُ المتعقد» |
این شعر و دو بیت بعد از آن راجع به داستان مباهله است، و در تعلیقۀ آن مطالب مفیدی است.
در صفحۀ ١٩٥ گوید:
|
«تُوُفِّی النّبیُّ علیه السّلام |
فلمّا تُغیَّب فی المُلحَد |
|
|
أزالوا الوصیّةَ عن أقربیه |
إلی الأبعدِ الأبعدِ الأبعد |
|
|
و کادوا موالِیَه مِن بعده |
فیا عینُ جودِی و لا تَجمُدِ |
|
|
و أولادُ بنتِ رسول الإله |
یُضامون فیها و لم تُکمَد |
|
|
فهُم بین قَتلَی و مستضعفٍ |
و مُنعَفِرٍ فی الثَّرَی مُقصَد» |
و در صفحۀ ٢٢٦ گوید:
|
«قائلٌ للنّبیّ إنّی غریبٌ |
جائعٌ قد أتیتُکم مستجیرًا» |
این قصیده، مجموعاً ٦ بیت است و راجع به ایثار حضرت أمیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسّلام است.
وقتی که سائلی از اصحاب صفّه آمد و گفت: هیچ ندارم و گرسنهام، حضرت چون نزد ازواج خود فرستاد، همگی گفتند: غیر از آب در خانه ما چیزی یافت نمیشود، حضرت فرمود: ”کیست که این عرب را امشب کفایت کند؟“ حضرت امیر عرض کردند: ”من، ای رسول خدا!“ و چون درون منزل غذایی نبود