مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٢ - خطب١٧٢٨ شقشقیّه أمیرالمؤمنین علیه السّلام
[١]* حالیکه از شدّت فخریّه و مباهاتِ باطل، باد در زیر بغل و شکم خود انداخته، و دو پهلوى خود را از باد پر کرده بود، و همّى و غمّى جز اداره کردن مجراى خوراک خود از توبره تا موضع تغوّط را نداشت، و در میان سرگین و چراگاه خود مىخزید.
و با او فرزندان پدرش همدست و همداستان شده، و براى خوردن مال خدا همچون جویدن شتر با دندانهاى آسیا و کرسى خود، علف بهارى را، قیام کردند؛ تا اینکه بالنتّیجه ریسمان تابیدهاش باز شد، و کردارش باعث کشته شدنش شد، و پر خورىاش او را به رو درانداخت.
و هیچ از عدم پذیرفتن خلافت و امارت مرا نگران و بیمناک ننمود، مگر اینکه دیدم تمام طبقاتِ مردم چنان اطراف من جمع شدند و به من روى آوردند، همچون یالهاى کفتار که بر دوشش مىریزد، و از هر سو و جانب به من روى آورده، و دستهاى پس از دستۀ دیگر پشت سر هم مىآمده، و ازدحام مىکردند، تا جایى که حَسَن و حُسَین در زیر دست و پا رفتند، و دو پهلوى من آسیب دید، و مانند گله گوسفند، در اطراف من جمع شدند.
و چون من بیعت آنها را پذیرفته و ولایتشان را قبول کردم، و براى اصلاح امور و حکومت آنها قیام کردم، گروهى از آنها بیعت شکستند، و گروهى از دین خارج شدند، و گروهى راه ظلم و عدوان را در پیش گرفتند. گویا نشنیده بودند کلام خدا را آنجا که مىفرماید:
”ما این خانه و سراى آخرت را قرار مىدهیم براى آن کسانى که در روى زمین راه عُلُوّ و سرکشى و فساد و فتنهجویى را نمىپیمایند، و دار عاقبت براى پرهیزگاران است.“
آرى، سوگند به خدا! که این کلام خدا را شنیده بودند، و علاوه بر شنیدن، حفظ نیز کرده بودند؛ ولیکن دنیا به زینتهاى خود، در چشمان آنها جلوه کرد، و زُخْرُف و زِبرِجِ دنیا، ایشان را اعجاب و شگفت درآورد.
سوگند به آن خداوندى که دانه را شکافت، و گیاه و درختان سر سبز را از آن بیرون آورد! و به آن خداوندى که روح و جان را بیافریده و خلق فرمود! اگر حاضران براى بیعت حضور بهم نمىرسانیدند، و حجّت خداوند به وجود ناصران و کمککاران تمام نمىشد، و اگر خداوند از علماء پیمان نگرفته بود که بر پُرخورى و شکمپرستى ظالمان، و بر گرسنگى مظلومان، موافقت ننموده و آرام نگیرند، هر آینه ریسمانِ مرکب این ولایت و حکومت را رها کرده، و به کاهل و گردنش مىانداختم، و با جام اوَّلین آن، آخرش را سیراب مىنمودم، آنوقت شما مىیافتید که این دنیا، دنیاى شما در نزد من از آب عَطْسه بینى بز ماده، پستتر است.
چنین گفتهاند که: در این لحظه که خطبۀ أمیرالمؤمنین (علیه السّلام) بدینجا رسید، مردى از *