مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٧٢ - راجع به غربت حضرت امام رضا علیه السّلام
جان و لطافت انوار ملکوتیۀ قدسیّه دور بوده، و عدم تسانخ عالم کثرت و آثار آن از پابند بودن به آداب و رسوم اجتماعیّه و مرسومات زائده و مصلحت اندیشیهای بیفائده و اعتباریّات توخالی و بیمحتوا با عالم وحدت و آثار آن، از گسستن زنجیرهای اسارت هَوی و هَوس و عبور از مراحل لذائذ طبیعیّه و منازل اعتباریّه، به مقام ولایت عنوان عزّت، و بالملازمه از طرف مردم عنوان غربت داده است؛ و لذا انبیاء و اولیاء پیوسته این عالم از غربت را گذرانیدهاند.
|
١. مُحِبُّ الله فی الدُّنیا یتیمٌ[١] |
تَطاوَلَ سُقمُه فدَواهُ داهُ |
|
|
٢. سَقاه عَن محبَّتِه بِکَأسٍ |
و أدَواه المُهَیمِنُ إذ سَقاهُ |
|
|
٣. فهامَ بحُبِّه و سَما إلیه |
فلیس یرید مَحبوبًا سِواهُ |
|
|
٤. کذاک مَنِ ادَّعَی شَوقًا إلیه |
یَهیمُ بحُبِّه حَتَّی یَراهُ[٢]و[٣] |
* * *
[١]ـ خ ل: سقیمٌ.
[٢]ـ این اشعار دربارۀ کنیزکی عاشق خدا گفته شده و در نفحات الأنس جامی، در ص ٦٢٥ به بعد آورده است، در ضمن داستانی بسیار عجیب؛ فراجع.
[٣]ـ روح مجرّد، ص ٢١٠:
«١. دوستدار خدا در دنیا حکم مریضى را دارد که مرضش به طول انجامیده است، و دارو و درمان او همان دردى است که بر او عارض شده است. (که آنقدر باید این درد به طول انجامد تا نفْس او را پاک، و عشق جانسوزِ او هستى او را محترق گرداند.)
٢. محبوب ازلىِ مهیمن و مراقب بر امور، به وى از محبّت خودش یک کاسه شراب عشق خود را چشانید. و بنابراین، خداوند مهیمن با همین چشانیدن شراب ازلى او را سیراب نمود.
٣. بنابراین، این سالک راهِ او گیج و سرگشتۀ محبّت او شد و به سوى او حرکت نمود، و در عالم هیچ محبوبى را غیر او نخواست.
٤. آرى همینطور است حال کسی که ادّعاى شوق و عشق او را بنماید، که به محبّت او سرگشته و دچار میگردد تا زمانیکه او را دیدار کند.»