مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٧٣ - راجع به غربت حضرت امام رضا علیه السّلام
|
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان فرشتگان |
قال و مقال عالمی میکشم از برای تو |
* * *
|
١. مَـعشَرَ النّاسِ ماجَنَیتُ[١] ولَکنْ |
أنا سَکرانَةٌ و قَلبی صامحِ |
|
|
٢. أغْلَلتم یدَیَّ و لَم آتِ ذَنبًا |
غَیرَ جَهْری[٢] فی حُبِّه و افتِضاحیِ |
|
|
٣. أناَ مَفتونةٌ بِحُبِّ حَبیبٍ |
لَستُ أبغِی مِن بابِه مِنْ تَراحِ[٣] |
|
|
٤. فصَلاحی الّذی زَعَمتم فَسادی |
و فَسادی الَّذی زَعَمتم صَلاحیِ |
|
|
٥. ما علَی مَن أحَبَّ مَولَی المَوالی |
وَ ارْتضاهُ لِنَفسِه مِن جُناحِ[٤] |
انبیاء و اولیاء چون از کأس وصال نوشیدهاند زبان حالشان پیوسته به این ابیات مترنّم است:
[١]ـ خ ل: جُنِنت.
[٢]ـ خ ل: جُهدِی.
[٣]ـ خ ل: بَراح.
[٤]ـ نفحات الأنس جامی، ص ٦٢٣. روح مجرّد، ص ٢١٧:
«١. اى گروه آدمیان! من مجنون و دیوانه نشدهام؛ ولیکن من مست محبّت اویم در حالیکه دلم هشیار است.
٢. آیا شما دو دست مرا در غُلّ نمودهاید بدون آنکه جرم و گناهى مرتکب شده باشم غیر از آنکه من در محبّت و عشق سوزان وى آشکارا شدهام و مشهور و شهره گشتهام، و بواطن و اسرار مخفیّه محبّتم را ظاهر ساختهام؟!
٣. من مفتون و گرفتار محبّت دوستى و محبوبى شدهام که ابداً توانِ آن را ندارم تا از دَرش به جاى دیگر تحوّل پیدا نمایم.
٤. بنابراین آنچه را که شما براى من مصلحت مىپندارید فساد من است، و آنچه را که براى من مفسده به شمار مىآورید صلاح حال من است.
٥. گناه و معصیتى ننموده است آنکه خداى مولى الموالى را دوست داشته باشد، و وى را براى محبّت و همنشینى خود اتّخاذ نموده باشد.»