مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٠ - مرثیهای در مصیبت حضرت علیّ اصغر علیه السّلام
|
چهر عالمتاب بنهادش به چهر |
شد جهان تار از قران ماه و مهر |
|
|
سر نهادش بر سر زانوی ناز |
گفت کای بالیده سرو سرفراز |
|
|
این بیابان جای خواب ناز نیست |
کایمن از صیّاد تیرانداز نیست |
|
|
تو سفر کردی و آسودی ز غم |
من در این وادی گرفتار الم[١]و[٢] |
[مرثیهای در مصیبت حضرت علیّ اصغر علیه السّلام]
|
به جای آنکه تر سازند ز آبی چشمۀ نوشش |
||||
|
خدنگ کین دشمن پاره کرد از گوش تا گوشش |
||||
|
هدف شد بر سه پر پیکان گلوی نازک کودک |
||||
|
گذشت از مادر و از شیر و پستان شد فراموشش |
||||
|
ز ضرب تیر جای گریه لعلش پر تبسّم شد |
||||
|
گلوی طفل شه شد پاره سر افتاد بر دوشش |
||||
|
در آغوش پدر مانند بسمل دست و پا میزد |
||||
|
چو ماهی ذبح شد از گوش تا گوش اندر آغوشش[٣] |
||||
* * *
|
شاه خون علی اصغر به سماء میپاشید |
||
|
که منم عاشق و معشوق تو این سنگ محک[٤] |
||
[١]ـ جهت اطّلاع بیشتر پیرامون شرح حال حضرت علی اکبر علیه السّلام به امام شناسى، ج ١٥، ص ٣١٨ مراجعه شود. (محقّق)
[٢]ـ جنگ ١، ص ١٢٠.
[٣]ـ جنگ ٢، ص ٥٤.
[٤]ـ جنگ ١، ص ١٣٨.