مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠٨ - شعری در راهی شدن کاروان اسراء به شام
|
ای ماه رخت هلال زینب |
افزوده کن ای هلال زینب[١] |
[زبان حال اسرای کربلا]
|
قافله رو واپسی ما ببین |
ای کس ما بیکسی ما ببین |
|
|
تا دل آواره کجا رو کند |
تا به که این خستهدلان خو کند |
|
|
میرود و میبردم بر ملا |
میکشدم دل طرف کربلا |
|
|
گر من و دل به کربلا جا کنی |
بهتر از این از چه تمنّا کنی[٢] |
شعری در راهی شدن کاروان اسراء به شام
|
چون کاروان دشت بلا ره به شام کرد |
صبح امید اهل حرم رو به شام کرد |
|
|
قوم یهود از پی تأیید کیش خویش |
سجّاد را به بستن دست اهتمام کرد |
|
|
چرخ دنی نگر که به کام سگان دون |
لب تشنه آهوان حرم را به دام کرد |
|
|
خاصّان سایهپرور سبط رسول را |
خورشیدوار جلوهگر بزم عام کرد |
|
|
آل زیاد را به سراپرده داد جای |
سبط رسول را شرر اندر خیام کرد |
|
|
گسترد بر یزید لعین بستر حریر |
بالین سیّد حرم از خشت خام کرد |
|
|
بیدار کرد فتنۀ خوابیده در جهان |
تا خواب را به دیدۀ زینب حرام کرد |
|
|
نیّر شرر به خرمن اهل جهان فکند
|
||
|
از آتشی که تعبیه اندر کلام کرد[٣]و[٤]
|
[١]ـ جنگ ١، ص ٨٧.
[٢]ـ جنگ ١، ص ١١٤.
[٣]ـ دیوان حجّة الاسلام نیّر تبریزی، لآلی منظومه.
[٤]ـ جنگ ٢، ص ٦١.