مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥١ - قضیّ١٧٢٨ اعرابی و احسان سیّدالشّهداء به او
قال: أنا امرؤٌ نصرانیّ، أنا امرؤ القیس بن عدیّ الکلبیّ.
قال: فلم یَعرِفْه عُمَرُ، فقال له رجلٌ من القوم: هذا صاحبُ بکرِبن وائل الّذی أغار علیهم فی الجاهلیّة یوم فَلْج.
فقال: ما ترید؟! قال: أُرید الإسلامَ.
فعرضه علیه عُمَرُ، فقَبِله، ثمّ دعا له برُمحٍ فعقَد له علی مَن أسلم بالشّام مِن قضاعة؛ فأدبَرَ الشیخُ و اللّواءُ یَهتَزّ علی رأسه. قال عَوفٌ: فوالله! ما رأیتُ رجلًا لمیصلِّ للّه رکعةً قطُّ أُمِّر علی جماعةٍ من المسلمین قبله. و نهَض علیُّبن أبیطالب ـ رضوان الله علیهـ من المجلس و معه ابناه الحسنُ و الحسینُ علیهمالسّلام، حتّی أدرَکه فأخَذ بثیابه، فقال له: ”یا عَمِّ! أنا علیُّ بن أبیطالب ابنُ عمّ رسولِ الله صلّی الله علیه (وآله) و سلّم و صهرُه؛ و هذان ابنایَ الحسنُ و الحسینُ من ابنتِه و قد رَغِبنا فی صهرک فأنکِحنا!“
فقال: قد أنکحتُک ـ یا علیّ ـ المَحیاةَ بنتَ امرئ القیس! و أنکحتُک ـ یا حسن ـ سَلْمی بنتَ امرئ القیس! و أنکحتُک ـ یاحسین ـ الرَّبابَ بنتَ امرئ القیس!»[١]و[٢]
[قضیّۀ اعرابی و احسان سیّدالشّهداء به او]
روایتی است مشهوره، که اعرابی پرسان محلّ حسین بن علی [علیهماالسّلام] را نشانی گرفت؛ و در مسجد مقابل حسین [علیهالسّلام] نشست، و آن حضرت در نماز بود، و این اشعار قرائت کرد:
[١]ـ امام شناسی، ج ١٥، ص ٣١١:
«باید دانست که: این امرؤالقیس، پدرش عُدىّ بن أوس بن جابر است و کلبى مىباشد؛ و آن امرؤالقیس معروف نیست، زیرا او پدرش حجر کندى است و هشتاد سال قبل از بعثت پیغمبر از دنیا رفت.»
[٢]ـ جنگ ١٥، ص ٢٤٧.