مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠٤ - تضمین اشعار حضرت زینب علیهاالسّلام خطاب با سر برید١٧٢٨ برادر
وصال شیرازی:
|
زینب چو دید پیکری اندر میان خون |
||
|
چون آسمان و زخم تن از انجمش فزون |
||
|
بیحد جراحتی نتوان گفتنش که چند |
||
|
پامال پیکری نتوان دیدنش که چون |
||
|
گفت این به خون طپیده نباشد حسین من |
||
|
این نیست آنکه در بر من بود تا کنون |
||
|
یک دم فزون نرفت که رفت از کنار من |
||
|
این زخمها به پیکر او چون رسید چون |
||
|
گر این حسین، قامت او از چه بر زمین |
||
|
ور این حسین، رایت او از چه واژگون |
||
|
گر این حسین من، سر او از چه بر سنان |
||
|
ور این حسین من، تن او از چه غرق خون[١] |
||
[تضمین اشعار حضرت زینب علیهاالسّلام خطاب با سر بریدۀ برادر]
|
چو دید زینب آن عصمت خدای تعالی |
آفتابش ز خلق یک نی به بالا |
|
|
گفت و از دیده ریخت لؤلؤ لالا |
یا هلالًا لَمّا اسْتَتَمَّ کَمالًا |
|
|
غالَهُ خَسْفُهُ فأبْدا غُروبًا |
||
|
تو که سلطان ملک عهد و دادی |
از چه رسم وفا ز دست بدادی |
|
|
بر دلم داغ فرقتت بنهادی |
ما تَوَهَّمتُ یا شَقیقَ فُؤادی |
|
|
کان هذا مُقَدَّرًا مَکتوبًا[٢] |
[١]ـ جنگ ٢، ص ٦٧.
[٢]ـ جنگ ١، ص ١٣٧.