مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٤ - راجع به وصایای رسول خدا در وصایت علی علیهماالسّلام
صفحۀ ١٠٣؛ و تاریخ طبری، جلد ٢، صفحۀ ٤٤٥ إلی ٤٦٠ مراجعه شود.
و چون به آنها اعتراض کردند پاسخ شنیدند که صلاح مسلمانان در همین بود؛ و راجع به این موضوع به تاریخ یعقوبی، جلد ٢، صفحۀ ١٠٢ [الی] صفحۀ ١٠٦؛ تاریخ أبیالفداء، جلد ١، صفحۀ ١٥٦ و ١٦٦؛ مروج الذّهب، جلد ٢، صفحۀ ٣٠٧ و صفحۀ ٣٥٣؛ [شرح نهج البلاغه] ابن أبیالحدید، جلد ١، صفحۀ ١٧ و صفحۀ ١٣٤ مراجعه شود.»
در اینکه متخلّفین از بیعت با أبوبکر را مخالف با اجتماع مسلمین شمردند، و گروه اقلّی که خود را از حکم حق خارج نموده و به عنوان تخلّف از جماعت مسلمانان نام میبردند و گاهی با تعبیرات زشت دیگر یاد میکردند، در پاورقی صفحۀ ٨، علاّمه طباطبایی در کتاب شیعه در اسلام میفرماید:
«عمرو بن حریث به سعید بن زید گفت: آیا کسی با بیعت ابیبکر مخالفت کرد؟ پاسخ داد: هیچکس مخالف نبود جز کسانی که مرتد شده بودند یا نزدیک بود مرتد شوند. (تاریخ طبری، جلد ٢، صفحۀ ٤٤٧)»
أقول: از این مطلب میتوان برای مظلومیّت مالک بن نُوَیره [که] به جرم تشیّع او را مرتد قلمداد نموده، سر بریدند، استفاده نمود.[١]
[راجع به وصایای رسول خدا در وصایت علی علیهماالسّلام]
در شیعه در اسلام علاّمه طباطبایی ـ مد ظلّه ـ در پاورقی صفحۀ ١١٧ میفرماید:
«رسول خدا فرمود: ”اگر علی را خلیفه و جانشین من قرار دهید ـ و گمان نمیکنم چنین کاری را انجام دهید ـ او را راهنمایی با بصیرت خواهید یافت، که شما را به راه راست وادار میکند!“ (حلیة الأولیاء، تألیف ابونعیم، جلد ١، صفحه ٦٤؛ کفایة الطالب، طبع نجف، صفحۀ ٦٧)
[١]ـ جنگ ٩، ص ٣.