مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٧٤
طبع اقبال، آورده شده است:
|
«مهر تو را به عالم إمکان نمیدهم |
این گنج پر بهاست من ارزان نمیدهم |
|
|
یک قطره از سرشک که ریزم به یادشان |
آن قطره را به گوهر غلطان نمیدهم |
|
|
گر انتخاب جنّت و کوثر به من دهند |
کوی تو را به جنّت و رضوان نمیدهم |
|
|
نام تو را به نزد أجانب نمیبرم |
چون اسم أعظم است به دیوان نمیدهم |
|
|
ای خاک کربلای تو مُهر نماز من |
آن مُهر را به مُهر سلیمان نمیدهم |
|
|
من را غلامی تو بود تاج افتخار |
این تاج را به افسر شاهان نمیدهم |
|
|
گر جرعهای ز آب فراتت شود نصیب |
آن جُرعه را به چشمۀ حیوان نمیدهم |
|
|
دست طلب ز دامنشان من نمیکشم |
دل را به غیر عترت و قرآن نمیدهم |
|
|
دُرِّ ولایتی که نهفتم ازو به دل |
تابنده گوهری است، من ارزان نمیدهم |
|
|
در عاریت سرای جهان، جان عاریت |
جز در ثنای حضرت جانان نمیدهم |
|
|
آل علی است جان جهان و جهان جان |
بیمِهرشان به قابِض جان، جان نمیدهم |
|
|
جان میدهم به شوق وصال تو یا حسین |
تا بر سرم قدم ننهی جان نمیدهم |
|
|
امروز هرکسی به بُتی جان سپرده است |
من سر به غیر قبلۀ ایمان نمیدهم»[١] |
[اشعاری را که مرشد عبدالله در مسجد قائم خوانده است]
این اشعار را از مرشد عبدالله، نوحهخوان مسجد قائم گرفتهام:
|
به جز حسین مرا ملجأ و پناهی نیست |
||||||
|
در این عقیده یقین دارم اشتباهی نیست |
||||||
|
ره نجات است دوستی حسین |
||||||
|
به سوی حق به جز از این طریق راهی نیست |
||||||
[١]ـ جنگ ١٨، ص ١٣.