مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢٥ - از اشعار حکیم صفا در مدح حضرت زهرا علیها السّلام
|
سارا به سر سرو دم از دین بهی زد |
||||||||
|
با زیر سنا بر زبر سرو سهی زد |
||||||||
|
طاووس سرا نوبت نوروز مهی زد |
||||||||
|
هدهد به سر از پر عَلَم پادشهی زد |
||||||||
|
بلبل غزلی خواند و بدو راه رهی زد |
||||||||
|
آباد بدان مرغ غزلخوان غزلگو |
||||||||
|
ماهی چو تو من دلبر جانانه ندیدم |
||||||||
|
شاهی چو تو در برزن و کاشانه ندیدم |
||||||||
|
ترکی چو تو در تبّت و فرخانه ندیدم |
||||||||
|
رندی چو تو در مسجد و میخانه ندیدم |
||||||||
|
هر دل که من از عشق تو دیوانه ندیدم |
||||||||
|
دل نیست جمادی است گران سنگ ترازو |
||||||||
|
بر روی فرو هشته سر زلف تو زنجیر |
||||||||
|
زنجیر تو بگسسته مرا رشتۀ تدبیر |
||||||||
|
مفتون سر زلف جوانت فلک پیر |
||||||||
|
مویی که توان بست بدو پنجۀ تقدیر |
||||||||
|
زلفی که چو پرواز گرفت از پی نخجیر |
||||||||
|
زد بر دل سودا زده چون باز به تیهو |
||||||||
|
روزی که در میکدۀ عشق گشادند |
||||||||
|
بر من رقم بندگی عشق تو دادند |
||||||||
|
جان و تن سودائیم از عشق تو زادند |
||||||||
|
اینست که پس پاکرو و پاک نهادند |
||||||||
|
در وادیۀ عشق تو همپویۀ بادند |
||||||||
|
در گرگِ هوی حمله کند هم تک آهو |
||||||||