مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤١ - خلاص١٧٢٨ گفتار آقای حلبی دامت إفاداته، راجع به امام زمان ارواحنا فداه
اینها کسانی هستند که اسلام به وجود آنها عزیز و منیع است؟!
آن وقت پس از عمربن عبدالعزیز چه شد؟ آیا اسلام از عزّت و مناعت افتاد؟ یا آنکه اسلام به حسب ظاهر عزیزتر شد.
رسول خدا [صلّی الله علیه و آله و سلّم] میفرماید:
بعد از این دوازده نفر ثُمَّ یکون الهَرجُ و المَرجُ «امور پاچیده و از هم گسیخته خواهد شد.»
آیا بعد از عمربن عبدالعزیز چنین شد؟ یا آنکه اسلام منیعتر و عزیز شد؟
باری این نهایت کوششی است که یک عالم سنّی مذهب برای توجیه این حدیث نموده است.[١]
آن دوازده نفری که موجب عزّت و مناعت اسلام هستند، همین دوازده نفری هستند که ما میگوییم: ائمّۀ اثناعشر شیعه علیهم السّلام. و عجب آن است که در بعضی از روایات دیگر که از آنها نقل شده است، اسامی آنها بیان شده است. در بعضی از روایات یکیک از اسامی آنها و در بعضی دیگر اسم بعضی از آنها.
ثعلبی که از علماء و مفسّرین معروف آنهاست، روایت میکند که:
در یک روز صبح، بعد از فریضۀ صبح رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر منبر بر آمد و فرمود:
مَنِ افْتَقَدَ الشَّمسَ فَلْیتمسَّکْ بالقَمَرِ! و مَنِ افْتقدَ القَمَرَ فَلْیتمسَّکْ بالفرقدان! و من افْتَقَدَ الفَرقَدانِ فَلْیتمسَّکْ بالنُّجومِ الزّاهِرَة!
[١]ـ و أنا أقول: در اینجا باید به قاضی عیاض گفت: اگر ملاک عزّت و مناعت آن چیزی است که او میپنداشته است، و بنا بر آن اصل، حدیث [را] بر این دوازده نفر منطبق نموده است، باید گفت: چرا اصولاً رسول خدا دوازده نفر معیّن فرموده است؟ با آنکه بسیاری از خلفا چون هارون و مأمون و متوکّل و غیرهم مسلّماً از نقطۀ شوکت ظاهری از این دوازده نفر کمتر نبودند، پس اشکال باید به رسول الله [صلّی الله علیه و آله و سلّم] وارد باشد که عزّت و مناعت اسلام را منحصر به اینها نموده است. (مرحوم علاّمه طهرانی رضوان الله علیه)