مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤٠ - خلاص١٧٢٨ گفتار آقای حلبی دامت إفاداته، راجع به امام زمان ارواحنا فداه
قاضی عیاض دامان خود را به کمر زده و خیال کرده است که این حدیث را با مذهب اهل تسنّن تطبیق دهد، و چنین استدلال کرده است که:
”چون در این حدیث وارد است که این دوازده نفر مورد اتّفاق و اجماع امّت هستند؛ بنابراین افرادی را که امّت بر آنها اجماع کردهاند عبارتند از: ١. أبوبکر ٢.عمر ٣. عثمان ٤. علیّ بن أبیطالب ٥. معاویّة ٦. یزید بن معاویّة ٧. عبدالملک بن مروان، و چهار نفر از اولاد عبدالملک: (٨. هشام بن عبدالملک ٩. ولید بن عبدالملک ١٠. یزید بن عبدالملک ١١.سلیمانبن عبدالملک) و دوازدهمین عمر بن عبدالعزیز است.
چون چهار نفر از اولاد عبدالملک به خلافت رسیدند، شبی عبدالملک در خواب دید که چهار بار در محراب پیغمبر [صلّی الله علیه و آله و سلّم] رفته و اِدرار کرده است. معبّر را احضار کرد. معبّر تعبیر نمود که از تو چهار پسر به ظهور خواهد رسید که همۀ آنها خلیفه مسلمین خواهند شد.“
و عجیب تعبیری نموده است، چون همۀ آنها محراب و منبر پیغمبر را گرفتند، چه گرفتنی؟!
آری، قاضی عیاض میگوید: ”اینها چون مورد اتّفاق و اجماع امّتند، لذا مرجع حدیث شریف آنها خواهند بود.“
هشامبن عبدالملک با آن جنایتهای روشن جزو این دوازده نفر است و ولیدبن عبدالملک نیز جزو آنهاست؟!
آن ولیدی که قرآن را بر سر نیزه نموده و با تیر سوراخ سوراخ نموده و میگفت:
|
تُهَدِّدُنی بِجَبّارٍ عَنیدٍ |
فها أنا ذاک جَبّارٌ عَنیدٌ |
|
|
إذا لاقَـیتَ رَبَّک یومَ حَـشرٍ |
فقُل یا رَبِّ مَزَّقَنی الوَلیدُ[١] |
[١]ـ الکامل، ج ٥، ص٢٩٠؛ الطرائف، ج ١، ص ١٦٧؛ بحار الأنوار، ج ٣٨، ص ١٩٣.