عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٧ - (مراتب خشوع)
[خلقتني من نار و خلقته من طين][١].
مرا از آتش پديد آوردهاى و او را از گل آفريدى.
[أنظرني إلى يوم يبعثون][٢].
گفت: مرا تا روزى كه [مردگان] برانگيخته شوند، مهلت ده.
گويد: پس طبق اين آيه معاد را معتقد است، علم به كتب و رسل و ملائكه دارد با اين وصف خداوند او را كافر خطاب كرده و از زمره مؤمنان خارج نموده است!!
پس اهل علم و ايمان از هم ممتازند، هر اهل علم اهل ايمان نيست؛ پس بايد پس از سلوك علمى، خود را در سلك مؤمنان داخل كرده و عظمت و جلال و بها و جمال حق- جلت عظمته- را به قلب رساند، تا قلب خاشع شود، ورنه مجرد علم خشوع نمىآورد، چنانچه در خود مىبينيد كه با اعتقاد به مبدأ و معاد و اعتقاد به عظمت و جلال حق، قلب شما خاشع نيست!
بالجمله سالك طريق آخرت مخصوصا با قدم معراج صلاتى، لازم است قلب خود را با نور علم و ايمان خاشع كند و اين رقيقه الهى و بارقه رحمانيه را در قلب هر اندازه ممكن است متمكن نمايد، بلكه بتواند در تمام نمازهايش و در سراسر هر نماز اين حالت را حفظ نمايد.
حالت تمكن و استقرار در اول امر گرچه براى امثال ما قدرى دشوار و مشكل است، ولى با مقدارى ممارست و ارتياض قلب امرى ممكن است.
عزيزم! تحصيل كمال و زاد آخرت، طلب و جديت مىخواهد و هر چه مطلوب بزرگتر باشد، جديت در راه آن سزاوارتر است، البته معراج قرب الهى و تقرب
[١] -اعراف( ٧): ١٢.
[٢] -اعراف( ٧): ١٤.