عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٩ - نمازگزاران واقعى
وقت اداى امانتى رسيده كه خداوند آن را بر آسمانها و زمين و جبال ارائه كرد و آنها از قبول آن امتناع كردند!!
حضرت زهرا ٣ به وقت نماز، از هيبت و عظمت حضرت ذوالجلال، نفس نفس مىزد.
امام مجتبى ٧ هرگاه از وضو فارغ مىشد، رنگ به صورتش نبود. مىپرسيدند:
اين چه حال است؟ مىفرمود:
هر كس بر صاحب عرش وارد شود و به خدمت او رسد، سزاوار است اين چنين شود.
درباره حضرت سجاد ٧ آمده:
هرگاه وضو مىگرفت، رنگ از چهره مباركش مىپريد. به آن جناب مىگفتند:
چرا در وقت وضو اين چنين مىشوى؟ مىفرمود: مىدانيد در مقابل چه كسى مىخواهم قرار بگيرم؟
روزى در حال نماز ردا از دوش مباركش افتاد و آن جناب اعتنا نكرده تا از نماز بيرون شد. عرضه داشتند: چرا جلوى افتادن ردا را نگرفتى؟ فرمود: مىدانيد در مقابل چه كسى ايستاده بودم؟! بدان كه نماز عبد جز به همان مقدار كه داراى توجه بوده قابل قبول نيست. راوى مىگويد: به حضرت عرض كردم: فدايت شوم پس همه ما در هلاكت هستيم؟ فرمود: نه، خداوند از باب رحمت و لطفش اين نمازهاى ناقص را با نوافل و نمازهاى مستحبى كامل مىسازد.
از حضرت صادق ٧ نقل شده:
هرگاه على بن الحسين ٧ به نماز مىايستاد، رنگ از چهرهاش مىرفت و هرگاه سر به سجده مىگذاشت تا عرق از سر و رويش جارى نمىشد، سر از سجده برنمىداشت.