عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨١ - ارزش نمازگزار
آنان كه به وقت رسيدن نماز، از همه چيز دست مىكشند و با كمال اشتياق به سوى پيشگاه آن حضرت روانه مىشوند و با تمام هستى خود به مملكت نماز وارد مىشوند و در محضر حضرت حق به وسيله نماز با زبان حال عرضه مىدارند:
|
ساقيا بده جامى زان شراب روحانى |
تا دمى برآسايم زين حجاب جسمانى |
|
|
بهر امتحان اى دوست گر طلب كنى جان را |
آن چنان بر افشانم كز طلب خجل مانى |
|
|
بىوفا نگار من مىكند به كار من |
خندههاى زير لب عشوههاى پنهانى |
|
|
دين و دل به يك ديدن باختيم و خرسنديم |
در قمار عشق اى دل كى بود پشيمانى |
|
|
ما زدوست غير از دوست مطلبى نمىخواهيم |
حور و جنت اى زاهد بر تو باد ارزانى |
|
|
رسم و عادت رندى است از رسوم بگذشتن |
آستين اين ژنده مىكند گريبانى |
|
|
زاهدى به ميخانه سرخ رو زمى ديدم |
گفتمش مبارك باد بر تو اين مسلمانى |
|
|
زلف و كاكل او را چون به ياد مىآرم |
مىنهم پريشانى بر سر پريشانى |
|
|
خانه دل ما را از كرم عمارت كن |
پيش از آن كه اين خانه رو نهد به ويرانى |
|