عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٤ - لباس تقوى
عز و شرف و فضيلت و معرفت را همه در تذكر و مناجات با حق دانند، اينان اگر توجه به عالم كنند و نظر به كونين اندازند نظر آنها عارفانه باشد و در عالم، حق جو و حقطلبند و تمام موجودات را جلوه حق و جمال جميل دانند.
اينان اوقات صلاة را به جان و دل مواظبت كنند و خود را براى ميقاتگاه حق حاضر و مهيا كنند و دل آنها حاضر است و از محضرحاضر را طلبند و احترام محضر را براى حاضر كنند و عبوديت را مودت و معاشرت با كامل مطلق دانند و اشتياق آنها براى عبادت از اين باب است.
آنان كه مؤمن به غيب و عالم آخرت و شيفته كرامات حضرت حق جلالهاند و نعمتهاى ابدى بهشتى و لذتها و بهجتهاى دائمى سرمدى را با حظوظ دائره دنيويه و لذائذ ناقصه موقته مشوبه، مبادله نكنند نيز در وقت عبادات- كه بذر نعم اخرويه است- قلوب خود را حاضر نمايند و از روى دلچسبى و اشتياق قيام به امر كنند و از اوقات صلاة كه وقت حصول نتايج و كسب ذخاير است انتظار كشند و چيزى را به نعم جاويدان اختيار نكنند، اينان نيز چون قلب آنها از عالم غيب با خبر است، ايمان قلبى به نعم هميشگى و لذات دائمه عالم آخرت آورند، اوقات خود را غنيمت شمارند و تضييع اوقات خود نكنند، «اولئك اصحاب الجنة و ارباب النعمة هم فيها خالدون».
اين طوايف كه ذكر شد و بعض ديگر كه ذكر نشد، خود عبادات نيز براى آنها لذاتى است به حسب مراتب آنها و معارف آنان و كلفت تكليف براى آن ها به هيچوجه نيست.
نشاط اصفهانى در اين زمينه چنين سروده:
|
محفل عشقش چو مىآراستند |
اول از بيگانگان پيراستند |
|