عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٩١ - خداوند نزاده و زاييده نشده
صادق : كسى كه آقايى و بزرگى و شرف و سيادت، در او در نهايت كمال است، كسى كه دائم و هميشگى است و هماره بوده و خواهد بود، فرمانرواى بزرگى كه فوق او، امر دهنده و نهى كننده نيست و قائم به ذات و بىنياز از غير است.
علامه مجلسى رحمه الله در كتاب پرقيمت «مراة العقول» مىگويد:
اين معنا در حقيقت عبارت است از وجوب وجود و بىنيازى مطلق او و احتياج عموم كائنات در جميع امور به اوست، يعنى مبدأ كل و مرجع عموم و پناهگاهى كه هر كس هر حاجتى دارد و هر چه بخواهد او قادر به انجام حاجت و بخشيدن خواستهاش هست و از آنچه همگان نياز به آن دارند چيزى را فاقد نمىباشد و سزاوار است كه همه كس به خشوع و پرستش متوجه وى شوند و روى نياز به دربار بىنياز او آرند.
خداوند نزاده و زاييده نشده
لم يلد و لم يولد][١].
نزاده، و زاييده نشده است.
نزاده است و زاده نشده است، شكى نيست كه اگر فرزندى داشت لازمهاش اين بود كه طبق قوانين طبيعى خودش از ديگرى زاده شده باشد و اگر از ديگرى زاده شده بود محدود بود و معنايى براى ازليت نبود، اين جمله نورانى رد بر تمام مشركان و اهل كتاب است؛ زيرا آن بدبختهاى جاهل مدعى فرزند داشتن خدا بودند:
[١] -اخلاص( ١١٢): ٣.