عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨٨ - سوره اخلاص حقيقت بندگى
بنابراين بايد وجود مقدس و محبوبى را بندگى كرد كه به تمام موجودات وجود بخشيده و پروراننده و روزى دهنده آنهاست و آفريدن و خلق كردن و عطا كردن حيات و شعور وقف حريم مقدس اوست و اين همه مستلزم داشتن قدرت و حيات و اراده و علم و حكمت بىنهايت در بىنهايت است و اين معانى هم از آثار قدرتش در ميدان پرعظمت حيات آشكار است و اين همه از مفهوم الله پيداست.
چون اين مفهوم را به حقيقت دريابى و توفيق درك آن از ناحيه حضرتش نصيب تو شود، شعله عشق فطرى به وجود مقدس او در تو زبانه كشد و عالىترين و قوىترين تحرك، براى اداى خالصانهترين عبادت براى تو حاصل گردد، آن وقت است كه بر اثر اين عشق از والاترين ارزش برخوردار خواهى شد و خداى نخواسته، اگر در زمره بىمعرفتها بمانى، از اين عشق محروم خواهى شد و در آن صورت براى تو محركى جهت ورود در فضاى پرمعناى عبادت نخواهد بود و از اعتبار و آبرو هم در پيشگاه او نصيب نخواهى نداشت.
يكى از حواريون بزرگ عيسى در اين مسئله داد حقيقت داده مىگويد:
اگر من با زبان بشر و ملائكه حرف مىزدم ولى محبت نداشتم يك پاره مسى مىشدم كه به صدا درآيد، اگر من داناى غيب و آگاه از همه اسرار و علوم مىشدم و تمام ايمان كامل را كه كوهها را از جا بر كند دارا مىگشتم ولى محبت نداشتم چيزى نمىبودم.
اگر من همه اموال خود را مىبخشيدم و تن خودم را براى سوزاندن تسليم مىكردم ولى محبت نداشتم به دردى نمىخوردم، محبت داراى متانت و شفقت است، محبت حسد نمىشناسد، محبت تفاخر و خودستايى نمىكند و خود را آلوده به غضب نمىسازد و بدى را به حساب نمىآورد، از بىعدالتى شاد نمىشود، محبت متحمل مىشود و به همه چيز اميد مىبندد و به همه چيز صبر