عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤١ - ترتيل در قرائت
[فإذا شرب كأسا من هذا المشرب حينئذ لا يختار على ذلك الحال حالا و لا على ذلك الوقت و قتا بل يؤثره على كل طاعة و عبادة لأن فيه المناجاة مع الرب بلا و اسطة]
چون قارى جامى از اين شراب روحانى چشيد و سرش از محبت الهى گرم شد، هيچ حالى را بر اين حال اختيار نخواهد كرد و بر اين كار، كارى را ترجيح نخواهد داد و وقتى جز اين وقت نخواهد گرفت، بلكه چنين برنامهاى را بر اكثر طاعات و عبادات مقدم خواهد داشت، چرا كه تلاوت كتاب، مناجات بىواسطه با حضرت اوست و انس با جنابش بدون حاجب و مانع.
|
زشراب وصل جانان سر من خمار دارد |
سر خود گرفته دل هم سر آن ديار دارد |
|
|
چه كند دگر جهان را چو رسيد جان به جانان |
چو رسيد جان به جانان به جهان چه كار دارد |
|
|
سر من ندارد اين سر غم من ندارد اين دل |
كه به اين سر و به اين دل غم كار و بار دارد |
|
|
ببر از سرم نصيحت ببر از برم گرانى |
نه سرم خرد پذيرد نه دلم قرار دارد |
|
|
سر من پر از جنون و دل من پر است از عشق |
نه سرم به حال عقل و نه دل اختيار دارد |
|
|
سر پر غرور زاهد به خيال حور خورسند |
دل بىقرار عاشق سر زلف يار دارد[١] |
|
[فانظر كيف تقرء كتاب ربك و منشور و لا يتك و كيف تجيب أوامره و نواهيه، و كيف تمتثل حدوده؟ فإنه كتاب عزيز لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد فرتله ترتيلا]
ترتيل در قرائت
اى قارى قرآن! دقت كن كه كتاب خدا و منشور ولايت آن جناب را چگونه مىخوانى؟ آيا اوامر و نواهى اين كتاب را كه به مصلحت تو وضع شده عمل مىكنى و حدود آن را رعايت مىنمايى؟
كه اين كتاب با عزت است، در آن باطلى از هيچ جهت راه ندارد، از جانب حكيم حميد براى هدايت بندگان نازل شده است.
آن را شمرده بخوان تا بتوانى آنچه لازم است از آن درك كرده و براى خويش زمينه عمل فراهم آورى.
[١] -فيض كاشانى.