عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢١ - استعاذه، در كلام كاشفى
استعاذه او در اين مرتبه از افعالى باشد، كه آثار تجليات جلالى است چون عقاب و انتقام به افعالى كه نتايج تجليات جمالىاند چون عفو و اكرام.
و هرگاه به رتبه تجليات صفاتى رسد، بر او روشن گردد كه هيچ صفت كمال ثابت نيست مگر حق را و نسبت آنها به اهل عالم عاريتى است، استعاذه وى از صفات قهريه باشد چون سخط و غضب به صفات لطيفه چون رضا و رحمت و از مقتضيات اسم المضل كه ابليس و اشياع او مظاهر آثار آنند، پناه برد به اسم الهادى كه انبيا و اتباع ايشان مطارح انوار آنند.
و باز هر وقت به درجهاى ترقى كند كه لمعات تجليات ذات پرتوى افكنده نشانه:
[كل شيء هالك إلا وجهه][١].
هر چيزى مگر ذات او هلاك شدنى است.
حق اليقين وى شود، استعاذه هم از ذات به ذات خواهد بود:
«هم خود الست گويد و هم خود بلى كند».
و حضرت خاتم انبيا صلوات الله وسلامه عليه در استعاذه به اين هر سه مرتبت اشاره فرمودند، در وقت تجلى انوار توحيد افعال:
أعوذ بعفوك من عقابك[٢].
و در زمان طلوع اشعه توحيد صفات:
[١] -قصص( ٢٨): ٨٨.
[٢] -پناه مىبرم به بخشش تو از عقاب تو.