عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥١ - قرآن، ريسمان محكم الهى
آنچه را در دو بيت فوق مطرح مىكند، مىتوان به عنوان يك اصل كلى در تمام شؤون بشرى تلقى نمود.
به توضيح اينكه انسان در هر موقعيتى هم كه قرار بگيرد، پيرامون او را پديدهها و قوانين و وسايل فراوانى احاطه كرده است.
آن پديدهها و قوانين و وسايل به خودى خود، در راه تعيين سرنوشتى كه انسان با دست خود بايد بسازد، آمادگى فعاليت خود را اعلام كردهاند، بدون اينكه اين اعلام موجب اجبار انسانى بوده باشد.
مثلا نور يكى از آن پديدهها و وسايل است كه تمام جايگاههاى حيات ما را روشن ساخته است، در عين حال ما را به هيچ يك از هدفهاى حياتى كه بايد آن را به دست بياوريم، مجبور نمىسازد.
پديده نور تاكنون هيچ قماربازى را مجبور نساخته است كه در روشناييش بنشيند و قماربازى كند، چنانكه هيچ پارسايى را مجبور نساخته است كه در روشناييش بنشيند و به عبادت خداوندى پردازد.
آب، اين ماده حياتى كره خاكى به وجود و جريان خود ادامه مىدهد، بدون اينكه كسى را مجبور كند، شخص ديگرى را در استخر آب بيندازد و او را غرق كند، يا جهاز هاضمه و دستگاه مربوط بدن را به آشاميدن خود مجبور بسازد و نه تنها او را از مرگ نجات بدهد، بلكه سلولها و اعصاب مغزى را آماده انديشه و رؤيا و تخيل و تداعى معانى و خودآگاهى مىنمايد.
آرى، ماده آب هيچ گونه مأمور اجرايى بالاى سر استعمال كنندگان آب نگماشته است.
اين انسان است كه حيات خود را مىخواهد و آن آب را با انواع گوناگون مورد بهرهبردارى قرار مىدهد.