عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٥ - لطايف توحيديه در تكبيرة الاحرام
آن نيست كه بتوان او را به چيزى از اين قوا ادراك نمود.
|
آنها كه در هواى تو جانها بدادهاند |
از بىنشانى تو نشانها بدادهاند |
|
|
من در ميانه هيچ كسم وز زبان من |
اين شرحها كه مىرود آنها بدادهاند |
|
|
آن عاشقان كه راست چو پروانه ضعيف |
از شوق شمع روى تو جانها بدادهاند |
|
|
با من بگفتهاند كه فانى شو از وجود |
كاندر فناى نفس روانها بدادهاند |
|
|
عطار را كه عين عيان شد كمال عشق |
اندر حضور عقل عيانها بدادهاند[١] |
|
٥- نفى ادراك حواس است، چنانچه مراد از:
لا يدرك بالحواس[٢].
با حواس درك نمىشود.
در حديث همين معنى است، چون حواس باطنيه نيز پنج است:
١- قوه متصرفه
٢- حس مشترك
٣- وهم
٤- خيال
٥- حافظه
و هر يك از اينها آلات و ادوات و ادراكات نفسند، چون انگشتان كه آلات افاعيل وجود اشيائند.
چون دست چپ خود بردارد، اشاره به اين است كه نفس و قواى نفسانيه ادراك ذات و صفات جلاليه نكنند.
چون تكبير گفت و اعتراف نمود كه الله جل جلاله اجل از اين است كه او را
[١] -عطار نيشابورى.
[٢] -التوحيد: ٥٩، باب ٢، حديث ٧.