عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٨٤ - حالات معنوى آخوند كاشى
رسيديم، استاد در جنب اطاق درس مشغول نماز بود؛ ناگهان متوجه شديم، آنچه در حول و حوش ماست، با استاد بزرگوار ما در نماز همآهنگ شده و آهنگ نماز از تمام اشياى اطاق و در و ديوار، به دنبال نماز استاد به گوش ما مىرسد.
|
از جان گذشتهايم و به جانان رسيدهايم |
از درد رستهايم و به درمان رسيدهايم |
|
|
ما را به سر توقع سامان خويش نيست |
كز سر گذشتهايم و به سامان رسيدهايم |
|
|
تا تيغ خصم را سپر آرم زجام دوست |
ساقى بيار مى كه به ميدان رسيدهايم |
|
|
نيروى عشق بين كه در اين دشت بىكران |
گامى نرفتهايم و به پايان رسيدهايم |
|
|
بر لمعه سراب روانند همرهان |
زين ره كه ما به چشمه حيوان رسيدهايم[١] |
|
حالات معنوى آخوند كاشى
يكى از تربيت شدگان علمى و عملى مرحوم آخوند كاشى، فقيه بزرگ مرحوم حاج آقا رحيم ارباب بود.
اين فقير دو بار براى زيارت اين مرد بزرگ به اصفهان رفت و هر بار از خرمن فيض آن جناب بهرهها گرفت.
[١] -نشاط اصفهانى.