عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٠ - ٣ - تعظيم
قلب و جان راه نمىدهند، درون پاك خود را جاى تجلى حضرت او مىدانند و جز او را در دنياى قلب و جان نمىنگرند!!
نمازگزار توجه دارد كه اسمع السامعين مستمع اوست و در برابر ارحم الراحمين و اكرم الاكرمين و احسن الخالقين و اشدالمعاقبين است.
چگونه ممكن است مستمع عزيز خود را عادى ببيند، مگر در نماز خود نمىخواند:
[الحمد لله رب العالمين][١].
همه ستايشها، ويژه خداست كه مالك و مربى جهانيان است.
مگر در حمد نمىگويد:
[مالك يوم الدين][٢].
صاحب و داراى روز پاداش است.
نمازگزار با معرفت به وجود مقدس حضرت او، از طريق آيات و روايات در حد استعدادش به درك عظمت او نايل آمده و از اين طريق هميشه و به خصوص وقت نماز در برابر بزرگى او قرار مىگيرد و خود را در پيشگاه حضرتش حقيرترين موجود حس مىكند و با زبان حال به محضر آن عزيز عرضه مىدارد:
|
سر نهاديم به سوداى كسى كين سر از اوست |
نه همين سر كه تن و جان و جهان يكسر از اوست |
|
|
گر گل افشاند و گر سنگ زند چه توان كرد |
مجلس و ساقى و ميناى و مى و ساغر از اوست |
|
[١] -فاتحه( ١): ٢.
[٢] -فاتحه( ١): ٤.