عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٧ - سفر مادى و سفر معنوى
مسافرت شد نه توقف و مجاورت. پس ثابت مىشود كه مرگ هم براى مؤمن مسافرت و پيروزى است.
پس عنايت الهيه اقتضا كرد كه عالم عدم منقضى شد و حقايق اشيا را از صحراى عدم، رخت سفر به عالم وجود بستند و در عالم عقل در منازل قدس نشستند و از عالم عقل به عالم ارواح و از آنجا به عالم اشباح و از عالم اشباح به عالم عناصر و از آنجا به عالم جمادى و از آنجا به عالم نباتى و از آنجا به عالم حيوانى و از آنجا به عالم انسانى و از آنجا به عالم برزخ و مثال انتقال دهند و از مثال به حشر آورند و از آنجا به سراى جاودانى منزل دهند.
[كما بدأكم تعودون][١].
همان گونه كه شما را آفريد، [پس از مرگ به او] بازمىگرديد.
چون مشخص شد كه انسان، مسافر عالم امكان است، بايد بداند كه بر اساس معارف الهيه، در اين سفر او را ده منزل است كه او را در اين منازل به منزل دنيا پا در گل است و چون منازل عشره را طى نمايد به سر منزل جاويد رسد و از نقطه مبدأ قوس نزول به منتهى اليه قوس صعود آيد و در آن مركز مستقر گردد و اجزاى صلاتيه منطبق بر اين منازل و عوالم است كه حضرت شارع حكيم آن را چنان مرتب فرموده كه هرگاه كسى كه دو ركعت نماز به جاى آورد چنان باشد كه همه منازل مبدأ و معاد را طى نمايد و در حقيقت اين چنين هم هست.
پس قيام، اشاره به عالم عقل است و قرائت، اشاره به عالم ارواح و ركوع، اشاره به عالم ذر و سجده، اشاره به عالم خاك و سر برداشتن، اشاره به عالم دنياى دنى است كه دار غرور و معاصى است و هر يك از اجزاى ديگر نماز اشاره به عالمى
[١] -اعراف( ٧): ٢٩.